فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩ - نظریه سوم ترکیب اتحادی و انضمامی
یک باغ نیست. باید قبول کنیم که مسلّم این حداقل هست.
نظریه سوم : ترکیب اتحادی و انضمامی
نظریه دیگر این است که خیر، از این هم بالاتر است. رابطه، بیش از رابطه ماشینی است؛ یعنی آنچه که گفتید درست است ولی رابطه از این بالاتر است. ترکیب جامعه آن ترکیبی است که فلاسفه ترکیب اتحادی و ترکیب انضمامی مینامند، ترکیب اتحادی و انضمامی در آنِ واحد. مانعی ندارد که یک شیء از یک نظر ترکیب اتحادی داشته باشد از یک نظر انضمامی.
اول ترکیب انضمامی را عرض کنیم. ترکیب انضمامی آن جایی است که ما دو حقیقت داریم که یکی از آن دو حقیقت اصلًا کیانش وابسته به حقیقت دیگر است. اگر این دیگری نباشد آن نمیتواند وجود داشته باشد، ولی این دیگری میتواند [بدون آن] وجود داشته باشد؛ یعنی این دیگری در وجودش مستقل از آن است اما آن مستقل از این نیست. مثل رابطه جوهر و عرض که عرض در وجود خودش به جوهر نیازمند است ولی جوهرگو اینکه هیچ وقت بدون عرض نیست اما نیازمند به عرض نیست. این است که عرض تابع جوهر است و جوهر تابع عرض نیست.
اگر این نظریه را بگوییم معنایش این است که ما در میان تأسیسات اجتماعی فرق میگذاریم، بعضی تأسیسات را تأسیسات اصلی و رئیسی میدانیم و بعضی دیگر را فرعی و به اصطلاح مارکسیستها روبنایی و تابع. اصلی آن است که اگر او نباشد اصلًا جامعه نمیتواند وجود داشته باشد. فرعی آن است که اگر جامعهای ارکانش درست باشد آن هم باید وجود داشته باشد، کمال جامعه است، اگر هم نبود جامعه هست. مثلًا یکی از تأسیسات اجتماعی بیمه است. ولی آیا اگر بیمه نباشد ارکان جامعه یکدفعه متزلزل میشود؟ اینجور نیست. اما اگر اقتصاد جامعه بخوابد جامعه متزلزل میشود. نقش بیمه در جامعه با نقش آموزش و پرورش مثلًا، یکسان نیست. اگر آموزش و پرورش- به معنی عامش که شامل آموزش و پرورش دینی هم میشود- در جامعه نباشد جامعهای نمیتواند وجود داشته باشد در صورتی که اگر بیمه نباشد- مثل اینکه قرنها گذشته و بیمه نبوده- جامعه میتواند وجود داشته باشد. پس بیمه به آن نهادهای اصلی نیازمند هست ولی نهادهای اصلی به بیمه نیازمند نیست.
ترکیب اتحادی از این بالاتر است. ترکیب اتحادی این است که اجزاء جامعه یا