فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٢ - آیاتی که شامل استضعاف و استکبار است
الذِّکرِ انَّ الْارْضَ یرِثُها عِبادِی الصّالِحونَ [١]. اینجا وعده وراثت زمین را به صالحان داده، آنجا (اگر این اصلْ کلی باشد) وعده وراثت را به مستضعفین داده. ما دو وراثت در آن واحد نمیتوانیم داشته باشیم. آنجا وعده وراثت را به مستضعفین داده (اگر مقصود اصل کلی باشد)، در یک آیه دیگر میفرماید: وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ ائِمَّةً یهْدونَ بِامْرِنا لَمّا صَبَروا وَ کانوا بِایاتِنا یوقِنونَ [٢] که تعلیل کرده. باز امامت را به صابران و موقنین داده است که [صبر و یقین] یک امر معنوی است.
بعلاوه قرآن در هیچ جا اهل ایمان و عمل صالح را استثنا نکرده از کسانی که مورد عنایت و محبت و مرحمت الهی هستند، نگفته که مؤمنین و عاملان به عمل صالح یک جا هم میشود که مغضوب ما واقع میشوند با اینکه مؤمن و عامل به عمل صالحاند؛ آن را مطلق میپذیرد. ولی در مواردی سخت به مستضعفین حمله میکند. پس معلوم میشود مستضعف بودن از آن حیث که مستضعف بودن است خواه آنکه ایمان و عمل صالحی باشد یا نباشد ملاک مورد منت و عنایت الهی واقع شدن نیست چون آیات زیادی داریم که در آن آیات گروهی از مستضعفین را به نام مستضعفین یاد کرده و در عین حال اینها را به شدت انتقاد کرده و کوبیده، چرا؟ گفته شما چرا ایمان پیدا نکردید، چرا به ایمان گرایش پیدا نکردید؟ پس اولًا ایمان را عین استضعاف نشمرده. آنجا که میان استضعاف و ایمان تفکیک شده، به شدت مستضعف را کوبیده [و گفته است] تو هم که ایمان نداری با مستکبرین باید یک سرنوشت داشته باشی. پس این جهت، هم نفی میکند دو سنت بودن را و هم نفی میکند سنت واحد بودنی را که ملاک سنت واحد استضعاف شدگی باشد.
آیاتی که شامل استضعاف و استکبار است
تدریجاً میرسیم به آیاتی که در آن آیات احیاناً مستضعفین هم مورد عتاب واقع شدهاند. آیاتی را میخوانیم که در بعضی از آنها قرآن حتی گروهی از مستضعفین را به جرم اینکه ایمان پیدا نکردند یا ایمانشان را نجات ندادند به شدت مورد عتاب قرار میدهد. آیاتی را میخوانیم که استضعاف و استکبار هردو در آنها آمده و در لابلای آنها آن آیات را هم ذکر میکنیم. اعراف، آیه ٧٥ و ٧٦ درباره قوم ثمود:
[١] انبیاء/ ١٠٥.[٢] سجده/ ٢٤.