فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٥ - ١ گناه
بلندی در نزد پروردگارشان هست. جَنّاتُ عَدْنٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْانْهارُ خالِدینَ فیها وَ ذلِک جَزاءُ مَنْ تَزَکی [١]. بهشتهایی که در آنجا نهرها جاری میشود که برای همیشه خواهند بود (معلوم میشود تبلیغات موسی قبلًا زمینه را کاملًا آماده کرده بوده) و این است پاداش کسی که خودش را پاک کند.
بنابراین در این منظره هم که قرآن از داستان حضرت موسی و سحره نقل کرده، هیچ امر مادی و مطمع مادی سحره را از قطب فرعون به قطب موسی نیاورد. موسی توانست از آن قطب به این قطب بکشاند، با چه قدرتی؟ با قدرت روحی و معنوی، یعنی با قدرت روحی انسانی، یعنی روی مسائلی انسانی تکیه کند و آنها را از آن قطب جدا کند و به قطب خودش بکشاند.
موانع پذیرش دعوت
١. گناه
مسئله دیگر اینکه قرآن چه چیزهایی را مانع پذیرش میداند [٢]؟ یعنی وقتی که مردم را دعوت میکند و عدهای میپذیرند عدهای نمیپذیرند، در منطق خودش چه چیز را مانع میداند؟ اینهایی که تاریخ را مادی تفسیر میکنند قهراً در باب مانعها باز میروند سراغ همین مسائل [طبقاتی]، میگوید بله، این رفیقْ «فلان کس» اینجا کوتاهی کرد، باید ببینیم چه گرایش بورژوازی در او هست؟ (اگر چیزی بتواند در این منطق مانع باشد یک چنین چیزهایی است.) یک بقایایی از گرایشهای بورژوازی در او وجود دارد، باید آن بقایا را از او تصفیه کنیم.
قرآن روی خیلی مسائل به عنوان مانع تکیه میکند که این موانع بعضی مادی است و بعضی معنوی.
اما موانع معنوی: قرآن روی اثری که گناه از آن جهت که گناه است روی قلب میگذارد و دل را تاریک و سیاه میکند و صفای معنوی را از قلب انسان میگیرد خیلی تکیه کرده. این دیگر نمیتواند امر مادی باشد. مثلًا در سوره وَیلٌ لِلْمُطَفِّفینَ میخوانیم: ...
[١] طه/ ٧٦.[٢] این هم نکته جالبی است. هریک از اینها اگر انسان بخواهد روی آن کار کند خیلی عجیب از قرآن درمیآید.