فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٠ - « دین » در قرآن
وَجْهَک لِلدّینِ حَنیفاً وَ لا تَکونَنَّ مِنَ الْمُشْرِکینَ [١].
آیه دیگر: انِ الْحُکمُ الّا لِلَّهِ امَرَ الّا تَعْبُدوا الّا ایاهُ ذلِک الدّینُ الْقَیمُ [٢].
یا ایهَا النّاسُ انْ کنْتُمْ فی شَک مِنْ دینی ای مردم اگر شما در شک هستید از دین من. ظاهر این است که نویسنده میخواهد بگوید که «از دین من» یعنی این دستورهایی که من دارم بیان میکنم.
اگر شما در این دستورهایی که به وسیله من بیان میشوند شک دارید فَلا اعْبُدُ الَّذینَ تَعْبُدونَ مِنْ دونِ اللَّهِ پس بدانید که- شما میخواهید شک داشته باشید میخواهید نداشته باشید- راه و روش من قطعی و قاطع است، من هرگز این معبودهای شما را بندگی نمیکنم، من همان خدایی را بندگی میکنم که شما در قبضه قدرت او هستید و از ناحیه او مأمورم که به [شما ابلاغ کنم که به] او ایمان داشته باشید.
این کتاب در اینجا «دین» را به معنی شریعت گرفته، در صورتی که اینجا هم ظاهرش این است که به معنی همان خضوع است: راه و روش من، این نوع عبادت من. انْ کنْتُمْ فی شَک مِنْ دینی ... شما اگر در شک هستید از این نوع اطاعت من، از نوع تذلّل من که فقط تذلّل در مقابل خدای یگانه است و بس، اینقدر بدانید که من جز در پیشگاه او در پیشگاه هیچ موجودی تذلّل نمیکنم. ظاهر این است که با قرینه «فَلا اعْبُدُ الَّذینَ تَعْبُدونَ مِنْ دونِ اللَّهِ» اگر ما «دین» را در «مِنْ دینی» به معنی همان طریقه عبادت، طریقه تسلیم، طریقه اطاعت [بگیریم بهتر است:] آن طریقه اطاعت من، روش اطاعت من که همان روش توحیدی در اطاعت است؛ نه اینکه اگر شک دارید در این دستورهایی که من آوردهام که آیا مِنْ جانِبِ اللَّه هست یا نه، بلکه روشی که من در عمل دارم. باز برمیگردد به همان عبادت و اطاعت و امثال اینها. به نظر میرسد در این آیه این مطلب باشد.
انِ الْحُکمُ الّا لِلَّهِ امَرَ الّا تَعْبُدوا الّا ایاهُ ذلِک الدّینُ الْقَیمُ. حکم جز از آنِ حق نیست، فرمان داده که جز او موجودی پرستش نشود. این است دین استوار. اینجا ممکن است مقصود از «دین» دستورهای استوار باشد، و ممکن است همان روش استوار باشد.
آیه دیگر: فَاقِمْ وَجْهَک لِلدّینِ حَنیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتی فَطَرَ النّاسَ عَلَیها لا تَبْدیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ
[١] یونس/ ١٠٤ و ١٠٥.[٢] یوسف/ ٤٠.