فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٠ - نگاه مارکسیسم به تاریخ
چگونه است؟
قبلًا عرض کردیم که بعضی طبیعت انسان و قهراً جامعه انسان را شر محض میدانند و هر تز اصلاحی را محکوم میکنند و بلکه هر تز اصلاحی را نیرنگ دیگر و شر دیگری برای بشر میشمارند و به هیچ مدینه فاضله و طرحی قائل نیستند و میگویند یک شری در عالم پدید آمده و هست تا وقتی که خودش خود به خود به دست خودش یا با عامل دیگری از بین برود؛ و گفتیم از نظر اینها خودکشی یگانه خیر عالم است چون وقتی که هستی شر بود قهراً نیستی خیر میشود، وقتی که حیات بدترین پدیدهها بود قهراً قطع حیات خیر میشود. در عالم اگر یک خیر وجود داشته باشد همان بریدن این شر است که اسمش حیات است. و گفتیم که فلسفه مادی قهراً نمیتواند دیدش نسبت به عالم دید خوشبینانه باشد همچنان که فلسفه الهی هم از آن جهت که فلسفه الهی است نمیتواند دیدش نسبت به جهان دید بدبینانه باشد و چنین چیزی محال است مگر اینکه کسی اصلًا حکمت الهی را درک نکرده باشد.
حکمت الهی همه چیز عالم را در بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم خلاصه میکند. میگوید ظَهَرَ الْوُجودُ بِبِسْم اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ. یعنی از یک دید خیلی عالی جز اللَّه و رحمانیت اللَّه و رحیمیت اللَّه چیز دیگری نیست، که تصورش خیلی مشکل است ولی اگر انسان به این تصور برسد خیلی عالی و لطیف است. پس در این دید جز اللَّه و رحمانیت اللَّه و رحیمیت اللَّه چیزی نیست؛ عالم دو وجهه و دو چهره دارد: چهره از اویی و چهره به سوی اویی. چهره از اویی رحمانیتش است و چهره به سوی اویی رحیمیتش، و سایر اسماء الهی اسمهای درجه دوم و سوم و درجات بعد یعنی اسمهای تبعی هستند. مثلًا خداوند الجبّار یا المنتقم هم هست اما اصالت مال رحمانیت و رحیمیتش است یعنی الجبّاریه و المنتقمیه هم در واقع از همان رحمانیت و رحیمیت ناشی میشود، قهر هم از لطف ناشی میشود، یعنی آن اصالتی که لطف دارد قهر ندارد.
اصلًا دید توحیدی نمیتواند غیر از این باشد، و نه تنها دید توحیدی، بلکه دید واقعی فلسفی نسبت به هستی و اصلًا دید هستی شناسی واقعی نمیتواند غیر از این باشد.
نگاه مارکسیسم به تاریخ
حالا میرویم سراغ جامعه انسانی. گفتیم این مکتب مادی معاصر ما برخلاف مکتبهای مادی دیگر خواسته در عین مادی بودن، یک نوع نظر خوشبینانهای را در جامعه انسانی