فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٤ - آیاتی که حاکی از تعزّز و بی نیازی اسلام است
میدهد. یعنی یک اندام نسبت به واردات بیطرف نیست، واردات مخالف را میخواهد دفع کند و واردات موافق را میخواهد جذب کند.
وَ یثَبِّتْ اقْدامَکمْ. قدمهای شما را ثابت میگرداند. این خودش یک تأیید الهی است. به شما روحیه میدهد. تعبیراتی در آیات دیگر هست، مثل انزال سَکینه بر [قلوب مؤمنین.] انْزَلَ السَّکینَةَ فی قُلوبِ الْمُؤْمِنینَ [١] سکینت و آرامش در دلهای مؤمنین فرو میفرستد. اینها یک سلسله مددهای غیبی است که از ناحیه خدا میرسد.
وَ الَّذینَ کفَروا فَتَعْساً لَهُمْ وَ اضَلَّ اعْمالَهُمْ. برعکس، کافران، برای آنها سرنگونی است، یا سرنگون باشند آنها. «تِعْس» حالت سرنگونی و به سر در آمدگی است. وَ اضَلَّ اعْمالَهُمْ. و خدا اعمال آنها را گمراه میکند، یعنی بیهدف میکند، هدر میدهد. باز هم تأیید همان مطلب است.
ذلِک بِانَّهُمْ کرِهوا ما انْزَلَ اللَّهُ فَاحْبَطَ اعْمالَهُمْ. این بدان دلیل است که کافران با آنچه که از ناحیه ذات حق رسیده- که جز سعادت آنها و سعادت بشریت نیست- مخالفت کردند، آن را مکروه داشتند؛ خدا هم اعمال اینها را حبط کرد یعنی بیاثر و بیخاصیت و هبا و هدر کرد.
بعد میفرماید که در گذشته هم چنین بوده است: افَلَمْ یسیروا فِی الْارْضِ فَینْظُروا کیفَ کانَ عاقِبَةُ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ دَمَّرَ اللَّهُ عَلَیهِمْ وَ لِلْکافِرینَ امْثالُها. تاریخ عالم همین است. از نظر قرآن هیچ شک ندارد که اصلًا تاریخ عالم را همین گونه باید تفسیر کرد و نه گونه دیگر. دوباره تأکیدی روی همان مسئلهای که در «یا ایهَا الَّذینَ امَنوا انْ تَنْصُرُوا اللَّهَ ینْصُرْکمْ وَ یثَبِّتْ اقْدامَکمْ» گفتیم و آن این است که خدا طرفدار حق و حقیقت است: ذلِک بِانَّ اللَّهَ مَوْلَی الَّذینَ امَنوا وَ انَّ الْکافِرینَ لا مَوْلی لَهُمْ.
اینها پشت سر، خدا دارند که اینها را تأیید و حمایت میکند و کافران ندارند کسی که آنها را تأیید وحمایت کند.
یک گروه دیگر آیاتی داریم که اینها هم آیات جالبی است و باید به آن توجه کرد.
آیاتی که حاکی از تعزّز و بی نیازی اسلام است
آیاتی در قرآن با یک منطق خاصی هست که من در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران [ذکر کردهام.] کسانی از مستشرقین گفتهاند که پیغمبر اسلام در ابتدا که مبعوث شد
[١] فتح/ ٤.