فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١١ - آیا جامعه ضابطه کلی دارد؟
نقلهای تاریخی، ما به یک سلسله وقایع میرسیم که اینها [مسلّماً حقیقت دارند.] چنانکه در علوم به یک سلسله بدیهیات میرسیم، در تاریخ هم به یک سلسله مسلّمات میرسیم. همان مسلّمات تاریخی لااقل در بسیاری از موارد کافی است برای اینکه محقق بتواند اظهارنظر کند.
مثلًا آیا ما الآن میتوانیم شک کنیم که در دو هزار و پانصدسال پیش تمدن بزرگی به نام تمدن یونان وجود داشته؟ هیچ نمیشود شک کرد. تمدنی به نام تمدن رم وجود داشته؟ هیچ نمیشود شک کرد. حتی در بسیاری خصوصیاتِ این تمدنها هیچ نمیشود شک کرد. بله، در برخی امور میشود شک کرد، مثلًا ریشه تمدن یونان چه بوده؟ آیا همه این تمدن از نبوغ خود مردم آن سرزمین سرچشمه گرفته یا اینکه اینها یک سلسله استفادههایی از جاهای دیگر کردهاند که تاریخ آنها در دست نیست؟ مثلًا این تمدن از مشرق زمین چه موادی استفاده کرده است؟ اینها گاهی مردد و مشکوک باقی میماند. گاهی اصل اینکه تمدن یونان از مشرق زمین استفاده کرده مسلّم است ولی چقدر استفاده کرده مشکوک میماند.
آیا جامعه ضابطه کلی دارد؟
بحث دوم این است که فرضاً تاریخ نقلی قابل اعتماد باشد ولی ما آن وقت میتوانیم از حوادث نقلی قاعده و ضابطه استنباط کنیم و اسمش را «تاریخ علمی» بگذاریم که قبول داشته باشیم بر اعمال اختیاری و ارادی انسان هم اصل علیت و اصل ضرورت علّی و معلولی و اصل سنخیت علّی و معلولی حاکم است. خود اصل علّیت یعنی یک حادثه بدون علت محال است صورت بگیرد.
اصل ضرورت علّی و معلولی این است که اگر علت تامّه یک شیء وجود پیدا کرد معلولش جبراً و ضرورتاً وجود پیدا میکند. اصل سنخیت علّی و معلولی یعنی اینکه هر علتِ خاص، معلول خاصی میتواند داشته باشد نه هر معلولی، و هر معلولی از یک علت خاص میتواند صادر شود نه از هر علتی.
این اصول در طبیعت بیجان کاملًا جاری است. به حکم اینکه در طبیعت بیجان جاری است ما میتوانیم قاعده و ضابطه کلی در طبیعت بیجان داشته باشیم. مثلًا در گازها، در مایعها، در جامدها (به معنای جمادها) قانون علیت با شاخه هایش حکمفرماست و لهذا ما بهطور قطع میتوانیم قاعده و ضابطه کلی به دست بیاوریم، مثلًا بگوییم مغناطیس با آهن چه رابطهای دارد و بعد قاعده به دست بیاوریم که اگر آهن چنین باشد،