فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٦ - آیاتی که روی معنویات تکیه کرده است
حرکت را نشان میدهد: به سوی خدا. با چه ابزار و وسیلهای؟ سه چیز ذکر میکند: یکی حکمت، یکی موعظه حسنه و دیگر جدال به احسن. حکمت یعنی حقایق گویی، استدلال منطقی آوردن. با دلیل منطقی مردم را به سوی خدا دعوت کن. این یک ابزار کارش است. دوم موعظه نیکو، اندرز دادن.
معلوم است که مواردش فرق میکند. در مورد افرادی که سطح تفکر و تعقلشان بالاست حکمت، و در مورد مردمی که تحت تأثیر احساسات خودشان هستند موعظه و اندرز، و مخالفینی که میآیند مجادله میکنند تو هم با آنها به نحو احسن مجادله کن، مغالطه کاری میکنند مغالطه هایشان را به نحو جدال به سبک خودشان به طوری که آنها را محکوم کنی [پاسخ بده.] با آنها جدال کن. معلوم است که این آیه برای حکمت یعنی فکر و اندیشه نیرو قائل است. اگر ریشه تمام نیروها و اسِّ اساس، منافع میبود تکیه روی اهرم عقل و استدلال و اغناء فکری دیگر معنی نداشت.
همینطور تکیه روی موعظه و اندرز. در مکتب انبیاء موعظه خودش نیرومند است، نیرو دارد، یک عامل است، چرا؟ علتش این است که این جهان بینی برای انسان فطرت نهانی قائل است که این فطرت نهانی به گونهای است که اگر مبدأ و معاد را به یادش بیاورند تکان میخورد؛ یعنی تذکر به مبدأ و معاد، خودش یک عامل و اهرم حرکت است؛ کما اینکه حکمت و برهان هم خودش یک عامل حرکت است. اینجاست که به پیغمبر دستور میدهد که از این دو وسیله استفاده کن. اینها عامل حرکت هستند. جدال عامل ضد حرکتِ مخالف است، چون مجادله است. وقتی که دیگری میخواهد از طریق مجادله مانع حرکت تو باشد، تو هم از همان ابزاری که او میخواهد به وسیله آن جلو کار تو را بگیرد برای خنثی کردن ابزار او استفاده کن.
آیه دیگر:
قُلْ یا اهْلَ الْکتابِ تَعالَوْا الی کلِمَةٍ سَواءٍ بَینَنا وَ بَینَکمْ الّا نَعْبُدَ الَّا اللَّهَ وَ لانُشْرِک بِهِ شَیئاً وَ لایتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً ارْباباً مِنْ دونِ اللَّهِ [١].
بیایید به سوی یک سخن که میان ما و شما متساوی است یعنی یک فکر و اندیشهای که با ما و شما نسبت متساوی دارد.
[١] آل عمران/ ٦٤.