فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٩ - خوشبینی و بدبینی به جهان و انسان
خوشبینی و بدبینی به جهان و انسان
بحثی که از این جلسه در نظر است شروع بشود یک سرفصل مبحث جدیدی است. ما در گذشته عرض کردیم که دو مسئله مهم در باب تاریخ وجود دارد که اگرچه معمولًا به این صورت طرح نمیشود ولی آنهایی هم که طرح کردهاند، در نتیجه نهایی به همین صورت درمیآید. یکی مربوط به ماهیت تاریخ یا هویت تاریخ است که آیا تاریخ هویت مادی دارد یا هویت معنوی و یا یک هویت مرکب از ماده و معنا، که بحثهای گذشته ما در اطراف این مطلب بود. بحث دیگر مربوط به نحوه جریان تاریخ است که میشود از آن به «نحوه وجود تاریخ» تعبیر کرد ولی بهتر این است که به «نحوه جریان تاریخ» تعبیر کنیم و آن اینکه جریان تاریخ، حالا تاریخ هر هویتی دارد، چگونه و به چه کیفیتی است و تحت تأثیر چه عوامل اصلی است؟ عوامل اصلیای که تاریخ را به جریان میاندازد چیست؟ که البته درباره این قسمت هم ما قبلًا به شکلهای دیگری بحث کردهایم ولی حالا چون در شکل قرآنیاش میخواهیم بحث کنیم قهراً بحث ما جنبههای تازهای دارد. در صدر این مبحث که جریان تاریخ چگونه جریانی است یک مسئله اساسی باید مطرح بشود و آن مسئله خوشبینی یا بدبینی به تاریخ است که به یک اعتبار برمیگردد به خوشبینی و بدبینی به انسان، با یک تفاوت که عرض خواهم کرد.
مسئله خوشبینی و بدبینی به تاریخ و به انسان خود یک مسئله مستقلی است و کم و بیش سابقه تاریخی دو سه هزار ساله دارد. بعضی فیلسوفان نسبت به جهان و نسبت