فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٦ - مترَف بودن، یک مانع اخلاقی و اجتماعی
نماید، این خودش یکی از بزرگترین حجابهاست. اگر انسان در نظام اجتماعی در وضعی قرار بگیرد که منافع و مصالح دنیاییاش در یک طرف قرار بگیرد و حکم فطرتش در طرف دیگر، اینجا شانس اینکه فطرت بتواند فعالیت کند صد درصد منتفی نیست ولی البته ضعیف هست. ولی اگر انسان در مذهب، از نظر دنیایی منافعی نداشته باشد مضاری هم نداشته باشد قهراً فطرت انسان میپذیرد. و اگر نه تنها منافع دارد بلکه پذیرش مذهب پاسخگویی به فطرت خودش است و با پذیرش مذهب، هم به فطرت خودش پاسخ گفته و هم در همان حال منافعش تأمین شده، او در آنِ واحد دو عامل برای پذیرش مذهب دارد و برای او مذهب هم فال است و هم تماشا.
به عنوان مثال، شما راست گفتن و دروغ گفتن را در نظر بگیرید. یک وقت انسان اگر راست بگوید نه چیزی از او میگیرند نه چیزی به او میدهند. وجدانش حکم میکند که راست بگوید، با خود میگوید چرا دروغ بگویم، این دروغ گفتن چه فایدهای دارد؟ حالا که در دروغ گفتن فایدهای نیست و در راست گفتن هم ضرری نیست و فرق نمیکند، من چرا دروغ بگویم، راستش را میگویم. یک وقت هست انسان در راست گفتن زیان میبیند، اگر راست بگوید نیمی از زندگیش را از دست داده. اینجا وجدانش به او میگوید راست بگو ولی منافعش نمیگذارد راست بگوید. این منافع یک حجابی است در راه این وجدان. و یک وقت انسان اگر راست بگوید علاوه بر اینکه وجدانش قانع شده، به یک خیری هم رسیده. چنین انسانی قهراً دو نیرویی میشود.
مسئله مستضعفین و مستکبرین چنین است. پیغمبران مردم را دعوت به عدالت میکنند نه دعوت به منافع. نمیگویندای انسان چون منفعتت اینجاست برو دنبال آن. اصلًا اساس دعوت انبیا بر این نیست که بخواهند منفعت پرستی را [تقویت کنند و بگویند] به دلیل اینکه منفعت داری این کار را بکن، مال تو را خورده و به دلیل اینکه مالت را خورده نه به دلیل احترام حق، برو آن را بگیر. چون دو مسئله است. یک وقت میگوید پول است، مگر از پول هم میشود گذشت، پولت را خورد و مالت را برد، برو از او بگیر. این میشود پول پرستی. یک وقت به او میگوید حق پایمال شده. وقتی که پای پایمال شدن حق در میان باشد، برای یک دینار حاضر است تا پای ریختن خون خودش هم جلو برود و حال آنکه همان آدم حاضر است صد برابر این را در راه خدا انفاق کند. پس برای او پول ارزش ندارد و مسئله پول مطرح نیست.
گاهی بعضی افراد اعتراض میکنند که علی و زهرا (سلام اللَّه علیهما) که اساساً دنیا