فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩١ - سه گونه توجیه آیات
نظریه سوم این است که علمای اصول میگویند تعارض در جایی است که دو دلیل [موجود است،] اگر بخواهیم هردو را در آنِ واحد بگیریم، در عمل تعارض به دست بیاید. مثلًا اگر [شارع] یک جا به ما گفت در وقتی که روزهات را خوردی باید بندهای را آزاد کنی، و در جای دیگر گفت که بنده کافر آزاد نکن، اینجا ما باید یکی از این دوتا را بگیریم، هردو در آن واحد نمیتواند [عمل شود.] آنجا میگوید هر بندهای شد، چه مؤمن چه کافر، آزاد کن. اینجا میگوید کافر را آزاد نکن.
این دوتا با همدیگر تعارض دارد. اما جایی که تعارض ندارد. مثلًا یک جا به ما گفته بندهای آزاد کن، یک جا گفته بنده مؤمن آزاد کن. هردو مثبتاند نه یکی مثبت یکی نافی. میگوییم اینجا دو حکم است؛ این اصلًا دستور دیگری است غیر از آن دستور. آن دستور مطلق است، این دستور مقید. خصوصاً آنجا که عام و خاص من وجه باشند. اینجا از آن قبیل است.
چه عیبی دارد ما بگوییم اصلًا خدا دو سنت دارد و قرآن خواسته دو سنت را بیان کند: یک سنت این است که خدا ارادهاش تعلق گرفته است بر پیروزی ایمان و تقوا و صلاح و پیروزی اهل ایمان و تقوا و صلاح، خواه از مستضعفین باشند و خواه نباشند. سنت دیگر الهی بر پیروزی مستضعفین است خواه مؤمن باشند و خواه نباشند. مثل دو عام من وجه میشوند. اگر گروهی، هم مستضعف باشند و هم مؤمن، مصداق دو سنتاند. اگر گروهی مؤمن باشند مستضعف نباشند مصداق آن سنتاند. اگر گروهی مستضعف باشند ولی مؤمن نباشند مصداق این سنتاند. به این بیان میگوییم قرآن دو سنت را بیان کرده.
ولی این نظر هم درست نیست، به دو دلیل که یک دلیلش ردّ نظریه اول هم خواهد بود و آن این است که قرآن هردو را به نحوی گفته است که نشان میدهد یک مطلب را میگوید، یا این است یا آن، نمیشود دو سنت باشد؛ چون در مورد هردو گفته که شما را رهبر قرار میدهیم، شما را وارث قرار میدهیم، حکومت و وراثت و امامت زمین را به این گروه میدهیم. نمیشود که این امر به دو گروه در آن واحد داده شود، دو گروهی که در یک جا اصلًا مخالف یکدیگر هستند، این فقط مستضعف است و آن فقط مؤمن. قرآن از یک مطلب سخن میگوید. یک جا میگوید: وَ نُریدُ انْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفوا فِی الْارْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ ائِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ. بنا بر اینکه این اصل کلی باشد، سخن از وراثت و امامت است که به مستضعفین داده میشود. جای دیگر میگوید: وَ لَقَدْ کتَبْنا فِی الزَّبورِ مِنْ بَعْدِ