فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٢ - تقسیم جامعه به دو طبقه با دو طرز فکر
روبناست، در شکل و خصوصیتش متناسب با زیربنای خودش است یعنی زیربنا هر نوع که باشد روبنا هم همان شکل و وضع را دارد، چون به منزله سایه اوست؛ چنانکه نمیتواند سایه یک انسان سایه گوسفند باشد یا سایه گوسفند سایه انسان باشد؛ سایه انسان مثل خود انسان است و سایه گوسفند مثل خود گوسفند.
تقسیم جامعه به دو طبقه با دو طرز فکر
امر سومی که باید برای توضیح مادیت تاریخ گفته شود این است: تا وقتی که زیربنای جامعه یعنی روابط تولیدی در همه جامعه حالت یکنواخت را داشته باشد مثل جامعههای بَدْوی، قهراً روبنا هم یک شکل یکنواخت را خواهد داشت، یعنی وقتی که در زیربنا تفاوتی در کار نباشد در روبنا هم قهراً تفاوتی نیست. ولی این امر به جامعههای اولیه اختصاص داشته. بعد که کشاورزی پیدا شد- همان طوری که در گذشته خواندیم- مسئله مالکیت پیدا شد. مالکیت که پیدا شد جامعه را در زیربنا به دو قسم مختلف تقسیم کرد (که از برده داری شروع میشد): طبقه ارباب و طبقه برده، طبقهای که زمین را تصاحب کرده بودند و طبقهای که [برای آنها کار میکردند.] با پیدایش مالکیت، جامعه به دو بخش تقسیم شده: بخش برخوردار که برخورداریاش ملازم با استثمار هم هست، و بخش محروم یعنی بخش استثمار شده. قهراً جامعه به دو طبقه تقسیم شده که هر طبقهای از نظر وضع مادی در وضعی است مغایر با وضع دیگری. آن سیر است این گرسنه، آن مرفّه است این در مضیقه. و از همین جا روابط تولیدی به واسطه مالکیت دو شکل پیدا میکند یعنی انسانها از نظر رابطهشان با مواهب جامعه یعنی محصول کار جامعه دوگونهاند: عدهای امتیازات و مواهب را به خود اختصاص میدهند و عدهای محروم. پس جامعه به دو طبقه تقسیم میشود و قهراً دو وضع مختلف مادی پیدا میکند.
بر اساس مادیت تاریخی- که البته ریشههای زیادی دارد و ممکن است ریشه هایش را ذکر کنیم- قهراً این دو طبقه دارای دو نوع طرز تفکر، دو نوع اندیشه، دو نوع وجدان میشوند و دارای دو نوع گرایش و دو نوع جهتگیری؛ و امکان ندارد که اینها از نظر وضع زندگی و وضع طبقاتی در دو وضع مختلف زندگی کنند ولی از نظر طرز تفکر و طرز اندیشه، از نظر احساسها و از نظر گرایشها و تمایلات یک جور باشند، قهراً دو جور