فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤١ - بیان طرفداران مادیت تاریخ
خواب دارد، آشپزخانه دارد، دستشویی دارد، حمام دارد، هال دارد؛ و احیاناً واحدهای مختلف دارد که خانوادههای مختلف در آن زندگی میکنند. یک وقت همه اینها را به منزله قسمتهای مختلف از یک طبقه و یک ساختمان که در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند به حساب میآوریم؛ میگوییم جامعه هم همینطور است: یک سازمان اقتصادی دارد، یک سازمان دادگستری و قضایی دارد، سازمان آموزشی و پرورشی و فرهنگی دارد، سازمان مذهبی دارد، سازمان سیاسی دارد. اینها قسمتهای مختلفی هستند که اندام جامعه را تشکیل میدهند، چنانکه قسمتهای مختلف یک ساختمان اندام آن ساختمان را تشکیل میدهند بدون اینکه اولویتی برای یکی نسبت به دیگری باشد.
ولی یک وقت انسان میگوید در میان این سازمانها یکی پایه است برای دیگری، نباید آن را در ردیف سایر سازمانها شمرد، آن به منزله شالوده یک ساختمان است و آنها به منزله روبنا. وقتی ساختمان را میسازند اول پایه را میریزند و آن قسمت را بالا میآورند، بعد قسمتهای دیگر اجباراً باید روی آنها ساخته شود یعنی با مقیاس و معیار آنها ساخته شود و اگر آن قسمت پایین متزلزل شود، تکان بخورد و خراب شود قطعاً قسمتهای بالا خراب شده. ولی ساختمانی که قسمتهای مختلف در آن هم عرض است چنین نیست، ممکن است که مثلًا اتاق پذیرایی بکلی خراب شود، اتاق خواب سر جای خودش باشد یا اتاق خواب خراب شود آشپزخانه سر جای خودش باشد. اما اگر زیرساز یک ساختمان متزلزل شود همه قسمتهای دیگر متزلزل شده. اصلًا سایر قسمتها را از اول روی حساب آن میزان میکنند.
اینهایی که قائل به مادیت تاریخ هستند معتقدند که قسمتهای مادی [جامعه] یعنی هرچه که به جنبههای اقتصادی جامعه مربوط میشود- که عبارت است از ابزار تولید و روابط تولیدی، و ما ایندو را در بحثهای گذشته تعریف کردیم- [پایه و زیربنای جامعه است.] مارکس و امثال او هم برای جامعه کأنه سه طبقه قائل هستند: یکی خود ابزارهای تولید، و بر روی ابزارهای تولید روابط تولیدی متناسب با آن تأسیس میشود، و بر اساس روابط تولیدی مناسبات دیگر (مناسبات حقوقی و فرهنگی و اخلاق جامعه، فکر جامعه، فلسفه جامعه، مذهب جامعه) ساخته میشود.
به هرحال، اینهایی که به مادیت تاریخ قائل هستند، قهراً همین نظر را میپذیرند و میخواهند بگویند قرآن هم همین نظر را تأیید میکند. ولی اینجا نکتهای را باید اضافه کنیم تا این مطلب روشن شود. نظریه مادیت تاریخ، تنها نمیگوید که یک قسمت روبناست و یک قسمت زیربنا، که فقط همین مقدار رابطه روبنایی و زیربنایی را بیان کرده باشد، بیش از این بیان میکند، یعنی لازمه حرفش این است که آنچه که