فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧ - اصالت یا اعتباریت جامعه - وحدت جامعه انسانی
اصالت یا اعتباریت جامعه - وحدت جامعه انسانی
در بحث گذشته به اینجا رسیدیم که بر مبنای آنچه در تفسیر المیزان گفته شده است- که البته مورد قبول ما هم هست یعنی آنچه که اینجا نقل میکنیم علامت این است که مورد قبول است- از نظر قرآن وحدت جامعه یک وحدت واقعی است نه یک وحدت اعتباری. جامعه یک کل اعتباری نیست. و معنی این قضیه این است که همینطور که در طبیعت اجزاء طبیعت با یکدیگر در میآمیزند و در اثر تأثیر و تأثر (تأثیر کردنِ در دیگری و متأثر شدن از دیگری) به اصطلاح فلاسفه یک «صورت» واحد پیدا میکنند، افراد در جامعه انسانی در یکدیگر تأثیر و تأثر میکنند یعنی در یکدیگر تأثیر میکنند و از یکدیگر متأثر میگردند و این تأثیر و تأثرها به روحیهها وحدت میبخشد و در نتیجه مجموع امور روحی که به یک جامعه تعلق دارد- که فرهنگ جامعه نامیده میشود- یک وحدت خاص و یک واقعیت خاص پیدا میکند که افراد را تحت تأثیر خودش قرار میدهد یعنی جامعه و این کل دارای یک روح، یک وحدت، یک ذوق خاص، یک احساس خاص، یک سلسله حساسیتهای خاص و دارای طرز تفکر خاص میشود و قهراً دارای اراده خاص و وجدان خاص میشود. پس روی این نظریه، ما علاوه بر وجدان افراد یک وجدان اجتماعی داریم و علاوه بر اراده افراد یک اراده کلی و اراده اجتماعی داریم قاهر و غالب بر اراده و وجدان افراد.