فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٢ - تاریخ و قانون کلی
شده است که آیاتش را در این زمینه باید به تفصیل بخوانیم. قرآن در منطق خودش به حوادث تاریخ کلیت میدهد یعنی [آنها را] تعمیم میدهد.
تاریخ و قانون کلی
راجع به اینکه آیا اصلًا میتوان از حوادث و وقایع گذشته قانون کلی کشف کرد، از طرف علما شکها و شبهههایی هست. عدهای گفتهاند برای تاریخ نمیتوان قانون کلی کشف کرد. این مطلب را از چند جهت مورد مناقشه قرار دادهاند، که اینها را وقتی که مسائل کتاب تاریخ چیست را مطرح میکردیم ما مطرح کردیم. یکی اینکه موادی که مورد استفاده مورخ واقع میشود مواد عینی و حاضر نیست بلکه به گذشته تعلق دارد و برای دیگران فقط منقول است و پروندهاش وجود دارد.
اینکه چنین حوادثی به این شکل واقع شده باشد فقط از طریق اقوال راویها و ناقلهاست و تا چه اندازه میتوان به این نقلهای تاریخی اعتماد کرد؟ عدهای از این جهت گفتهاند اصلًا نقلهای تاریخی هیچ اعتباری ندارد، یکی به دلیل اینکه غالباً مورخان و ناقلها افراد مغرضی بودهاند و روی اغراض خاص قضایا را نقل کردهاند، کم و زیاد کردهاند. مطابق میل خودشان نقل کردهاند نه آن گونه که واقع شده. قضایا را که میدیدند بعد هرطور که دل خودشان میخواسته نقل میکردند، کم و زیاد میکردند و احیاناً اصلًا قضایا را از پیش خود میساختند و جعل میکردند.
اینکه یک چنین ناقلهایی همیشه در دنیا بودهاند و هستند شک ندارد؛ در حدی که بعضی در تعریف تاریخ گفتهاند تاریخ عبارت است از یک سلسله حوادث واقع نشده به قلم اشخاصی حاضر نبوده! خصوصاً اگر مورخها نظیر روزنامه نویسهای امروز بخواهند باشند که حتی یک حادثه را مطابق آنچه که بوده نقل نمیکنند که آدم بگوید سایر قضایا را هم همینطور نقل کرده است. تازه این، دروغگویانِ ناقلان هستند.
مرحوم آیتی- خدا او را بیامرزد- در «انجمن ماهانه» تحت عنوان «راه و رسم تبلیغ» سخنرانی میکرد؛ انتقاد میکرد، میگفت که بعضی از این منبریها و روضه خوانها یک مطلبی را که خودش هم میبیند که در یک مدرک معتبری نیست ولی چون یک مطلب سوزناک است یا به هر دلیلی، نمیخواهد از آن بگذرد؛ و نمیخواهد از طرف خودش نسبت بدهد که دروغ گفته باشد، لذا میگوید بعضی از بزرگان چنین گفتهاند. چیزی را که در هیچ کتابی نیست [میگوید] به عنوان اینکه من که نمیگویم خودم دیدم، من میگویم که از دیگران شنیدم، و واقعاً هم از دیگران شنیده است.آنوقت ایشان میگوید که حق بود