فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٤ - ٤ نظریه قرآن
علی الوردی در کتاب مهزلة العقل البشری اساس حرفهایش را بر همین قضیه گذاشته که مذهبی که انبیا آوردند غیر از مذهبی است که به دست خلفا و امثال خلفا افتاده، این ماهیتی دارد درست ضد آن ماهیتی که مذهب اوّلی داشته است.
٤. نظریه قرآن
نظریه دیگر در مورد مذهب همین نظریهای است که ما فکر میکنیم که قرآن در مورد مذهب به عنوان یک پدیده تاریخی دارد. البته از نظر ما پیدایش خود مذهب و پیدایش گرایشهای مذهبی دو مسئله است. درباره پیدایش خود مذهب، ما که معتقد به وحی الهی هستیم و وحی را کاملترین اقسام هدایت و مِن جانب اللَّه میدانیم معتقدیم همین طوری که اصل هدایت در همه ذرات وجود سریان دارد و هر موجودی در حد خودش از یک نوع هدایتی برخوردار است، عالیترین اقسام هدایتی که برای انسان از افق غیب سرچشمه گرفته این راهنمایی است که به نام «دین» بر فردی از افراد انسان وحی شده است. خود مذهب اعم از آنکه [خاستگاه] طبقاتی برایش قائل باشیم یا قائل نباشیم اصلًا خاستگاه اجتماعی ندارد. نه نظریه دورکهیم را قبول میکنیم نه نظریه مارکسیسم نه نظریه دیگران. اصلًا سرچشمه و خاستگاه ماورائی دارد. و اما درباره پیدایش گرایشهای مذهبی قائل به نظریه فطرت هستیم و قرآن قائل به نظریه فطرت است.
گفتهایم که نظریه فطرت این است که ابعاد انسانی وجود انسان (گرایش به دانش، گرایش به ارزشهای اخلاقی، گرایش به ارزشهای معنوی، گرایش به زیباییهای ظاهری و معنوی، گرایش بهمذهب و تقدیس و پرستش) برخلاف نظریه بعضی از جامعه شناسان معلول اجتماع نیست یعنی چنین نیست که انسان با یک حالت بیطرفی به دنیا میآید و وارد جامعه میشود و جامعه اینها را در نهاد انسان وارد میکند، بلکه اینها به صورت یک نوع غریزه در انسان وجود دارند یعنی جزو ابعاد وجود انسانند، در آغاز خلقتْ این استعدادها در انسان نهفته است. در جامعه این استعدادها باز و شکفته میشود یعنی انسان مانند زمینی است که بذری در آن نهفته و در زیر خاک مدفون است. به ظاهر که انسان این خاک را نگاه میکند چیزی نمیبیند ولی وقتی که این زمین از نظر آب و هوا و غیر آن در شرایط مساعد قرار گرفت میبیند آنچه که در درون دارد در او بروز و ظهور میکند. گرایشهای معنوی انسانی در نهاد هر کسی به صورت بالقوه وجود دارد، جامعه اینها را با عوامل تربیتی خودش پرورش و رشد میدهد و خود انبیا در درجه اول عامل