فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٣ - ٢ آیه ١٨ سوره انبیاء
که همان آدم دغدغه دین و مذهب و ایمانش را در نهایت درجه دارد ... [١] و دارد جان میکند برای اینکه روزی پنجاه تومان بگیرد. اکثریت جامعه را انسانهایی تشکیل میدهند که صلاح بر فساد آنها بسیار غلبه دارد. اگر هم احیاناً فسادی در او هست فسادِ ناشی از جهل و نادانی و قصور است. انسانی است که فقط نادان است، به نحو جهل بسیط نمیداند، او را نمیشود مقصر حساب کرد.
مسلّماً اگر انسان بخواهد انسانهای فاسدی را که در رأس جامعهها قرار گرفتهاند مقیاس قرار بدهد و همه مردم هم صد درصد نمونه آنها بخواهند باشند، امکان ندارد که این جامعه باقی بماند.
- اگر طرفداران باطل در اقلیت هستند چطور ممکن است که ...
استاد: بحث در این نیست که آیا پیروان حق اقلاند یا اکثر، و بعد آن اکثرها به نحو نسبی است یا غیرنسبی؛ آن مسئله دیگری است. بحث درباره این است که آن نظامی که جریان دارد ...
- منظورم این است که آن شاخصها اغلب از باطل بودهاند.
استاد: «اغلب» نیست. آیا واقعاً اغلب شاخصهای تاریخ که شما میبینید فاسد بودند؟
- آنهایی که در رأس قدرت بودند ...
استاد: شاخصها که لازم نیست همه در رأس قدرت باشند. آنها هم که در رأس قدرت بودند به این شکل هم که ما داریم میگوییم نیست که همه را میخواهیم در حد هارون الرشید [بدانیم و] همه هارون الرشید شدهاند. مگر عمر بن عبد العزیز از همین طبقه نبود؟ این امر بر ضد این فلسفه است.
عمر بن عبد العزیز مردی است که خونش خون
[١] [افتادگی از نوار است.]