فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٠ - نتیجه
عقاید بوده که با یکدیگر میجنگیدهاند نه چیز دیگر. طبقات که در جامعه به وجود میآید، اینها را فقط طبقات اعتقادی تشکیل میدهند نه طبقات اقتصادی.
نظریه سوم میگوید ما در تاریخ همه گونه نهضت و حرکتی را داریم. نهضت ادبی داریم که خودش اصالت دارد، نهضت فرهنگی و علمی داریم خودش اصالت دارد، نهضت مذهبی داریم خودش اصالت دارد، نهضتهای سیاسی داریم خودش اصالت دارد، نهضتهای اقتصادی هم داریم خودش اصالت دارد. هیچ ضرورتی ندارد که هر نهضتی به هر شکلی که در جامعه پیدا شد آن را به یک شکل معین برگردانیم و بگوییم حتماً مادی یا معنوی بوده. نه، نهضتهای معنوی هم در جامعه هست، نهضتهای مادی هم در جامعه هست. همه اینها وجود دارد. به زور نباید هر نهضتی هم که شکل معنوی دارد برویم برایش یک ریشه مادی پیدا کنیم، یا هر نهضتی هم که شکل مادی دارد برویم برایش ریشه معنوی پیدا کنیم. حالا ببینیم از نظر آیات قرآنی چه آیاتی را باید فعلًا مورد مطالعه قرار بدهیم.
- اینکه میفرمایید هر نهضتی برای خودش میتواند اصالت داشته باشد، معنایش این است که بدون ارتباط با چیزهای دیگر است؟ مثلًا نهضت ادبی ...
استاد: نه، «بدون ارتباط» یک مسئله است، از آن سرچشمه میگیرد مسئله دیگر است. «با یکدیگر ارتباط دارند» یعنی روی یکدیگر اثر میگذارند. یک نهضت فرهنگی روی همه جنبههای جامعه اثر میگذارد، همین طوری که امروز اینها میگویند که جامعه که دارای نهادهای مختلف است وقتی در یک قسمتش یک نهضت واقع شد این خود به خود سایر قسمتها را تحت تأثیر قرار میدهد کما اینکه اگر در قسمتهای دیگر هم نهضتی واقع بشود این را تحت تأثیر قرار میدهد.
- یعنی به هیچ کدام اصالت نمیشود داد.
استاد: اصالت به معنای اینکه آن اصل باشد و باقی دیگر فرع مطلق، نه. ما نمیتوانیم یک جنبه معین را اصیل علی الاطلاق بدانیم و همه جنبههای دیگر را فرع آن