فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٠ - ٢ تاریخ علمی
یا اصحاب کهف چه افرادی بودند؟ پنج شش نفر افراد خیلی عادی که یک شغل خیلی کوچکی داشتند. یا مؤمن آل فرعون و یا مؤمن آل یاسین.
تاریخِ به این معنا یک علم نقلی است و غالباً کتابهای تاریخی قدیم ما همین تاریخ نقلی است یعنی تاریخی است که حوادث و وقایع جزئی و مشخص را برای ما ثبت کردهاند و این هم در حد خودش میتواند مفید واقع بشود.
٢. تاریخ علمی
نوع دوم تاریخ را ما «تاریخ علمی» اصطلاح میکنیم، یعنی تاریخی که باز به گذشته تعلق دارد مثل همان نوع اول، و به بودنهای در گذشته هم تعلق دارد، باز مثل همان نوع اول، ولی برعکسِ نوع اول که جزئی و فردی و شخصی بود کلی است و قهراً مربوط به افراد نمیشود، مربوط به جامعههاست، ضوابط و قواعد و سننی را که حاکم بر جامعهها در گذشته بوده است بیان میکند که مثلًا فلان قوم به چه علت ارتقا پیدا کرد؟ یونان از شش قرن قبل از میلاد تا تقریباً یک قرن قبل از میلاد به چه علتی جامعه یا جامعههایی آنقدر قوی بود و تمدن و فرهنگی به آن عظمت ایجاد کرد؟
و علت اینکه از بین رفت چه بود؟ یا تمدن رم علت ارتقاء و علت انحطاطش چه بود؟ یا تمدن اسلامی که عیناً همین بحثها درباره آن هم هست. خلاصه علت تشکیل یک ملت و علت از بین رفتنشان و نوساناتی که پیدا کردهاند. اینها یک سلسله قواعد و ضوابط است که به این صورت کشف میشود که اول مورخ همان حوادث جزئی و شخصی را به عنوان موضوع تحقیق خودش انتخاب میکند نه اینکه مورخ میخواهد ناقل آنها باشد. مورخ علمی، آنها را موضوع تحقیق خودش قرار میدهد؛ همین طوری که یک عالم طبیعی مثلًا زیست شناس یا شیمیست که درباره مادهای مطالعه میکند آن ماده را در لابراتوار خودش میآورد و در آنجا تجزیه و ترکیب میکند، آزمایش و بررسی میکند، مورد دقت قرار میدهد برای اینکه آن را بشناسد، رابطهاش را با اشیاء دیگر کشف میکند تا به وسیله مطالعه در امور جزئی به کشف یک قانون کلی درباره این ماده نائل بشود. مثل آن کسی که درباره بیماری سرطان مطالعه میکند. این بیماری را از جنبههای مختلف مورد آزمایش و تجربه قرار میدهد برای اینکه بتواند علت پیدایش این بیماری و یا موجبات از بین بردن آن را کشف کند که در خیلی مسائل، بشر میتواند کشف کند گاهی هم نمیتواند.
حوادث تاریخی برای چنین مورخی، یعنی محقق تاریخ، حکم همان موادی را دارد