فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٦ - آیا آیه یک اصل کلی را بیان می کند؟
اراده میکنیم که منت بگذاریم بر کسانی که در زمین استضعاف شدهاند و خوار و ذلیل و محکوم شدهاند، و آنها را پیشوایان قرار میدهیم. سنت الهی بر این است که بر مستضعفان منت بنهد و آنها را امامان و رهبران و پیشوایان قرار بدهد. وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ و آنها را وارث یعنی جانشین اینها قرار بدهیم، به این معنا که آنچه که اینها گرفتهاند از اینها بگیریم و در اختیار آنها قرار بدهیم. وَ نُمَکنَ لَهُمْ فِی الْارْضِ و آنها را در زمین تمکین کنیم، یعنی به زمین پابرجا کنیم، در زمین جا بدهیم، آنها را در زمین مستقر کنیم. وَ نُرِی فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنودَهُما مِنْهُمْ ما کانوا یحْذَرونَ [١] و بنمایانیم به فرعون و وزیرش هامان و به سپاهیان ایندو مِنْهُمْ از ناحیه مستضعفان (یعنی به دست اینها) آنچه را که آنها میترسیدند؛ یعنی ما همینها را بر آنها مسلط میکنیم نه اینکه آنها را به یک وسیله دیگری از بین ببریم بعد جا را خالی کنیم و به اینها بگوییم بفرمایید؛ همان انتظاری که قوم موسی بعد پیدا کردند، گفتند: فَاذْهَبْ انْتَ وَ رَبُّک فَقاتِلا انّا ههُنا قاعِدونَ [٢] تو و خدا بروید کارها را صاف کنید، وقتی که خوب صاف کردید و جاها را درست کردید بگویید بفرمایید، ما میآییم. نه، از همینها و به دست همینها به آنها بچشانیم آنچه را که آنها از آن میترسیدند.
آیا آیه یک اصل کلی را بیان می کند؟
این آیه تقریباً میشود گفت که شاه فرد آیههایی است که این اشخاص برای آن مطلب به آن استدلال میکنند. ولی در اینجا مفسرین معمولًا یک حرفی را مطرح کردهاند که البته قابل طرح و حرف درستی هم هست و آن این است که آیا آیه «وَ نُریدُ انْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفوا» میخواهد یک اصل کلی برای جهان بیان کند که اراده ما بر تمام کسانی که در جهان استذلال شدهاند این است که ما آنها را پیشوا و وارث قرار بدهیم، آنها را مسلط کنیم؟ آیا اینجا قرآن دارد یک اصل کلی ذکر میکند؟ اگر اینطور باشد قرآن در واقع یک اصل تاریخی را بیان کرده- و اینجا مسئله ایمان و غیر ایمان را هم طرح نکرده- که در هر جای دنیا که چنین وضعی وجود دارد و جامعهها به دوگروه تقسیم شدهاند: استضعافگرها و استضعاف شدهها، سنت ما بر این است که استضعاف شدهها را پیشوا و
(١) قصص/ ٦.[٢] مائده/ ٢٤.