فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥١ - بررسی
سَواءٌ عَلَیهِمْ ءَ انْذَرْتَهُمْ امْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لایؤْمِنونَ» [١] این نیست که هرکسی که مسلمان نیست [دعوت او] فایده ندارد [و ایمان نمیآورد،] تو او را انذار بکنی یا نکنی؛ زیرا پیغمبر میخواهد کسانی را که مسلمان نیستند مسلمان کند.«انَّ الَّذینَ کفَروا» مردمی را میگوید که پیغمبر [دعوت خود را] بر آنها عرضه داشته است و اینها به عناد و کفر در مقابل پیغمبر قیام کردهاند؛ میگوید برای اینها دیگر فایده ندارد. به قدر کافی به اینها اتمام حجت کردهای، اینها عالماً عامداً در مقام انکار برآمدند، دیگر فایده ندارد، میخواهی به اینها هشدار بده میخواهی هشدار نده، اینها دیگر ایمان نمیآورند.
اینکه ما معمولًا در اصطلاحات خودمان به هر غیرمسلمان «کافر» میگوییم با اصطلاح قرآن جور در نمیآید. هر کافری غیر مسلمان هست اما هر غیرمسلمانی کافر نیست. قرآن هر جا که «کافر» را به کار برده، در مورد غیرمسلمانی به کار برده که اسلام بر او عرضه شده و اتمام حجت هم شده است و مع ذلک او در مقام مبارزه و جنگ و انکار برآمده است. اما آن که شما (سؤال کننده) میگویید، آن را اصطلاحاً «قاصر» میگویند، کسی که در یک گوشه دنیا بسر میبرد و اسلام هنوز به او عرضه نشده است. او الآن نه مؤمن است نه کافر، چون اسلام به او عرضه نشده.
بعد از عرضه است که مردم یا مؤمناند یا کافر. او هنوز نه مؤمن است نه کافر. به اینها در اصطلاح [فقه] میگویند:«مُرْجَوْنَ لِامْرِ اللَّهِ» [٢] یا میگویند:«المُسْتَضْعَفینَ الَّذینَ لا یسْتَطیعونَ حیلَةً وَ لایهْتَدونَ سَبیلًا» [٣] و امثال اینها.
- آیا جحود در مقابل فطریات را نمیشود کفر دانست؟
استاد: البته، ولی در این حد که جحود در مقابل فطریات نیست؛ یعنی اگر بگوییم شخص معینی مبعوث به رسالت است، این جهت که دیگر فطری هرکسی نیست که مثلًا در فطرت هر کسی نوشته شده باشد که حضرت محمد بن عبد اللَّه (شخصی با این خصوصیت و با این شخصیت که در فلان وقت متولد شده) پیغمبر است!
[١] بقره/ ٦.[٢] توبه/ ١٠٦.[٣] [برگرفته از آیه ٩٨ سوره نساء.]