فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٤ - آیات سوره غافر
من وجه است، یعنی اگرچه اکثریت مؤمنین مستضعفیناند و اکثریت مستضعفین هم مؤمنین (علی الظاهر این گونه باشد) ولی احیاناً ممکن است مؤمنی باشد نه از مستضعفان بلکه از قطب سوم و گروه سوم باشد، و ممکن است مستضعفینی باشند نه مؤمن که با اینکه از جنبه اقتصادی جزو این گروهند از جنبه فکری ملحق به مستکبرین باشند.
- آیا برای این جهت هم آیاتی در قرآن داریم که مؤمنینی باشند که جزو طبقه مستضعفین نباشند؟
استاد: قبلًا خواندیم. اتفاقاً همین الآن به آنجا رسیدهایم. بعد ببینیم که آیا در قرآن در میان رهبران (رسولان) و یا در میان مؤمنین کسانی هستند که با اینکه از مستضعفین نیستند مؤمنند و ملحق به مؤمنین شدهاند، یا نه؟ در جلسات پیش مطالبی گفتیم، باز هم خواهیم گفت.
- آنجا که شما راجع به شیوع فساد از بالا به پایین و رسوخ صلاح از پایین به بالا صحبت کردید مورد اولش واضح بود، فرمودید که معمولًا فساد را طبقه برگزیده نشر میدهند، ولی آن مورد دوم را آیا ممکن است مثالی از قرآن ذکر کنید؟ چون به نظر میرسد که اگر قرار باشد صلاح در جامعه حاکم شود باز هم یک عده برگزیده باید آن را به توده مردم القا کنند.
استاد: برگزیده به چه معنا؟ اینکه گفتیم «بالا» مقصودمان از «بالا» طبقه مترف یعنی طبقه متنعم بود، چون معمولًا همان تنعم بیشتر سبب فساد اخلاق میشود، آنوقت از آنها فساد سرایت میکند. البته قوانین اجتماعی بهطور کلی امور نسبی است نه مطلق که همیشه اینطور باشد. معمولًا فسادها دوگونه است. گاهی ممکن است برخی فسادها احیاناً از طبقه پایین شروع بشود و سرایت کند و گاهی ممکن است صلاحهایی از طبقه بالا شروع بشود، ولی بهطور نسبی اکثریت این گونه است.
- عامل زر و زور و تزویر در تاریخ تا چه حد نقش دارد و قطعیتش چقدر است و غیر از این هم چیزهای دیگری هست یا نه؟