فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٨ - رسالت ادیان الهی
مبارزه کردن جزو رسالت مذهب است ولی حتی علیه ماتریالیسم مبارزه کردن جزو رسالت مذهب نیست.
- آنوقت به لحاظ اینکه مسئله پرستش یک امر فطری است آیا واقعاً این لامذهبها را نمیتوانیم کافر بگوییم با همان مفهومی که شما گفتید یعنی با همان تعریفی که برای کفر کردید؟ چون بالاخره این یک امر فطری است و حقیقت در ذات اینها وجود داشته و به اینها یک هدایت درونی نهیب میزده، حالا لازم نیست که حتماً پیغمبری بیاید و اینها را مستقیم ...
استاد: این دو گونه است. یک وقت هست اینها در شکل همان مستضعفینی هستند که قرآن میگوید، یعنی یک آدمی که در جامعه محیط اجتماعی برای او شخصیتی ساخته که حکم فطرتش را تضعیف کرده و تحت الشعاع قرار داده. این میشود همان الْمُسْتَضْعَفینَ ... لا یسْتَطیعونَ حیلَةً وَ لایهْتَدونَ سَبیلًا.
داستان مفصلی است که امام صادق علیه السلام با اصحاب خودشان راجع به عوام اهل تسنن مباحثه میکنند. همان قضیه از پاپ کاتولیکتر و از مارکس مارکسیستتر است که از امام جعفر صادق شیعهتر هم بوده! (این داستان را من در عدل الهی نقل کردهام.) دو سه نفر از این شیعهها با همدیگر مباحثه میکردند درباره اینکه تکلیف این ضعفای اهل تسنن که ولایت و امامت را قبول ندارند چیست؟ سه نظر مختلف دادند. یکی از آنها خیلی شدت به خرج میداد و میگفت که همه اینها اهل عذابند. قرار شد که با خود امام در میان بگذارند. رفته بودند در مکه، یکی از آنها به حضرت رسید و گفت چنین موضوعی بوده. حضرت فرمود همهتان جمع بشوید تا در حضور همه صحبت کنم.
شبی را در منی قرار گذاشتند و رفتند آنجا و بعد این قضیه مطرح شد. آن که خیلی داغ بود و قبول نکرد، حضرت با او مباحثه میکرد. فرمود آیا این ضعفای مردم یمن را دیدهای که چگونه با خلوص نیت به این پرده کعبه میآویزند و دعا میکنند؟ اینها امامت هم سرشان نمیشود، شما چه فکر میکنید؟ آیا فکر میکنید خدا اینها را به جهنم میبرد؟ گفت: بله، خدا اینها را به جهنم میبرد.
فرمود: چنین چیزی نمیشود، این بیچارهها اینجور نیستند. در میان زنها، کلفتها و نوکرها مردمی یافت میشوند که آدمهای پاکی هستند، خلوص هم دارند. حتی در خانههای خود ما هستند افرادی که اصلًا امامت سرشان نمیشود. میگفت: خیر،