فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٦ - رسالت ادیان الهی
کافر به این مفهوم قرآنی نجس است، یعنی کسانی که در مقابل دعوت پیغمبر عناد ورزیدند، ایستادگی و مخالفت کردند. بنابراین آن مردمی که اساساً [اسلام] بر اینها عرضه نشده تا موافقت کنند یا مخالفت، نجس نیستند. البته آنجا مسئله مشرک هم هست که چون قرآن دارد: انَّمَا الْمُشْرِکونَ نَجَسٌ فَلا یقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ [٢] (اگر آن نجس را به همین معنی نجس اصطلاحی بدانیم) لزومی ندارد شخص کافر باشد، همین قدر که مشرک باشد نجس است.
- «مستضعف» در اصطلاح فقه همین است؟ میگویند مستضعفین حکم خاصی دارند، آن که واقعاً نمیداند و عناد ندارد.
استاد: قرآن مستضعف را به دو گروه تقسیم کرده، دو نوع مستضعف داریم. در آن آیه خواندیم. یکی مستضعفینی که یسْتَطیعونَ حیلَةً وَ یهْتَدونَ سَبیلًا، مستضعفینی که میتوانند استضعاف خودشان را چاره کنند ولو به این شکل که مهاجرت کنند. اینها از نظر قرآن معذور نیستند. دوم مستضعفینی که لا یسْتَطیعونَ حیلَةً وَ لا یهْتَدونَ سَبیلًا. فقها هر وقت میگویند مستضعفین، این گروه دوم را میگویند.
بنابراین مستضعفینی که در فقه فعلًا اصطلاح شده یک نوع از مستضعفین قرآن است: الْمُسْتَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا یسْتَطیعونَ حیلَةً وَ لایهْتَدونَ سَبیلًا [٣]. اینها هستند که از نظر قرآن مُرْجَوْنَ لِامْرِ اللَّهِ میباشند و نمیشود گفت که [کافرند.]
- بی خداها مثلًا مارکسیستها را چه باید بگوییم؟
استاد: اینها هم روی این حسابی که عرض کردم دو گونهاند. یک وقت مادّیینی هستند که [دعوت اسلام] بر آنها عرضه شده و نپذیرفتهاند، اینها کافرند و تمام احکام کفر بر اینها جاری است. یک وقت مادّیینی هستند که اصلًا به آنها عرضه نشده، [اینها کافر نیستند.] مثلًا یک جوان سی سالهای که در محیطی در شوروی بزرگ شده و این افکار را
[١] توبه/ ٢٨.[٢] نساء/ ٩٨.