فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٨ - اسلام و نیازهای مادی
میبریم. یا در نهج البلاغه هست که امیرالمؤمنین به پسرشان محمد بن حنفیه فرمودند: یا بُنَی انّی اخافُ عَلَیک الْفَقْرَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنْهُ فَانَّ الْفَقْرَ مَنْقَصَةٌ لِلدّینِ مَدْهَشَةٌ لِلْعَقْلِ داعِیةٌ لِلْمَقْتِ [١]. به خدا پناه ببر از فقر که فقر نقص در دین است. مقصود از «نقص در دین است» این است که سبب میشود که انسان در [انجام وظایف دینی کوتاهی کند. فقر موجب دشمنی و سرزنش میشود. اگر کسی فقیر شد] [٢] به حساب بیعرضگی و بیشخصیتیاش میگذارند، تحقیر و ملامتش میکنند، میگویند مردک بیعرضه را ببین، نمیتواند نان خودش را به دست بیاورد؛ و برعکس، اگر کسی ثروتمند شد مردم به حساب شخصیتش میگذارند. وقتی انسان در جامعه تحقیر بشود، این امر عوارض بسیار بدی دارد.
مَدْهَشَةٌ لِلْعَقْلِ انسان وقتی که در چارچوب فقر و مسکنت و نیاز گرفتار شود اصلًا عقلش را از دست میدهد و نمیداند چگونه فکر کند. مردم عوام ما هم میگویند: «شکم گرسنه ایمان ندارد» یا شکم گرسته عقل ندارد، هوش ندارد، فهم ندارد. این مطلب همین است که از نظر مسائل اقتصادی به قدر نیاز داشتن و یا نداشتن، مسئله مهمی است، مسئله روزی کفاف که جزء اصول اسلام است که کوشش کنید به قدر کفاف یعنی به قدری که به مردم محتاج نباشید [تأمین باشید.]
حتی در ذیل آیه کریمه رَبَّنا اتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنةً وَ فِی الْاخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النّارِ [١] راجع به «اتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً» در احادیث وارد شده که حسنه دنیا روزی به قدر کفاف است که انسان محتاج مردم نباشد.
یا پیغمبر اکرم در کافی در مورد نان، همین کلمه نان (خُبْز) میفرماید: اللَّهُمَّ بارِک لَنا فِی الْخُبْزِ، لَوْ لَا الْخُبْزُ ما صَلَّینا وَ ما تَصَدَّقْنا وَ لا صُمْنا. خدایا به ما در نان برکت عنایت بفرما که اگر نان نباشد ما نمیتوانیم صدقه بدهیم، نمیتوانیم روزه بگیریم، نمیتوانیم نماز بخوانیم.
یا آن جمله معروفِ مَنْ لا مَعاشَ لَهُ لا مَعادَ لَهُ.
در اینکه در اسلام جایگاه بسیار پر ارزشی برای نیازهای اقتصادی قائل شدهاند بحثی نیست.
ولی سخن در این است که آیا ارزش اوّل و ارزش اصیل را برای این نیازها
[١] نهج البلاغه، حکمت ٣١١.[٢] [افتادگی از نوار است.]