فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٠ - بررسی
دستورها هم نیست، همان راه، روش، اطاعت است. اینکه میگوید اطاعت، چون انسان وقتی میخواهد اطاعت کند در واقع میخواهد راهی را طی کند. پس «لَکمْ دینُکمْ وَ لِی دینِ» یعنی برای شما طریق و راه شما، برای من هم طریق و راه خودم.
- اینکه میفرمایید معنای سوم معنای جامع است، وقتی آن آیه میفرماید: انَّ الدّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْاسْلامُ، این سؤال پیش میآید که آنهایی که به این دستورات مدوّن اعتقاد ندارند یا اصلًا با آن آشنا نیستند اگر براساس آن فطرت خودشان عمل کنند مسلمان محسوب میشوند یا محسوب نمیشوند؟
استاد: میخواهید بگویید آیا مسلمان فطری محسوب میشوند یا مسلمان زائد بر مسلمان فطری؟
مسلمان فطری محسوب میشوند. مقصود این است که هر کسی به حسب فطرت اولیه خودش مسلمان است (کلُّ مَوْلودٍ یولَدُ عَلَی الْفِطْرَةِ). «مسلمان است» یعنی اینچنین آفریده شده است که در مقابل حقیقتی که به او عرضه شود و هنوز عرضه نشده است خاضع و تسلیم است.
- در واقع دیندار به معنای اول.
استاد: ولی در حالت بالقوّه. در حالت بالقوّه، هرکسی مسلِم است. تا پیغمبری راه و روش خودش را عرضه نکرده است مردم نه مؤمناند نه کافرند نه منافق؛ یعنی قبل از آنکه بر مردم چیزی عرضه شود نه کسی مؤمن است چون باید یک چیزی عرضه بشود تا به آن ایمان بیاورد، هنوز چیزی عرضه نشده. نه کافر، چون کافر یعنی منکر. کفر یعنی جحود، انکار، پوشاندن. پوشاندن در جایی میگویند که چیزی بر کسی عرضه شود و او آن را طرد و رد کند و رویش را بپوشاند. منافق هم کسی است که در باطن کافر است و در ظاهر مؤمن. یک آدمی است دو رو، روی ظاهر دارد و روی باطن. بنابراین کفر مادام که [چیزی] عرضه نشود و مورد انکار و طرد قرار نگیرد کفر نیست.
معنی آیه «انَّ الَّذینَ کفَروا