فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٢ - بررسی
- اگر کفر را به معنای اعم از جحود در مقابل حق بگیریم ...
استاد: جحود در مقابل دین خدا نه در مقابل هر حقی. مثلًا اگر یک مسئله ریاضی را برای کسی طرح کردند و او [در پذیرفتن آن] لجاجت کرد، بگوییم این کفر است؟! [کفر] یعنی [جحود] در مقابل راه حق، دین حق. اگر دین حق بر کسی عرضه بشود و او فهمیده و دانسته در مقام انکار و طرد و مبارزه برآید این را «کفر» میگویند. و لهذا میبینید قرآن به کفرهای خوب هم اشاره کرده (چون کفر معنی انکار میدهد؛ همه کفرها که در قرآن بد نیست). مگر در آیة الکرسی نمیخوانیم:
لا اکراهَ فِی الدّینِ قَدْ تَبَینَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَی فَمَنْ یکفُرْ بِالطّاغوتِ وَ یؤْمِنْ بِاللَّهِ [١] کفر به طاغوت؛ کسی که به طاغوت کفر میورزد. «کفر میورزد» یعنی چه؟ آیا یعنی فقط قبول ندارد؟ یا نه، با او مخالفت میکند، در مقام مبارزه با او برمیآید. پس یک وقت کفر، کفر به طاغوت است، یک وقت کفر، کفر به اللَّه. همان طوری که کفر به طاغوت در مقام مبارزه برآمدن است، کفر به اللَّه هم در مقام مبارزه برآمدن است.
- مگر اعتقاد به اللَّه یک امر فطری نیست؟ یعنی این حقیقت به صورت آن حقیقت جزئی مسئله ریاضی نمیتواند باشد. با توجه به اینکه اعتقاد به خدا یک امر فطری است، پس یک نفر هم اگر از شرع اسلام دور باشد و در مقابل فطرتش ...
استاد: بحث خود مسئله فطرت دامنه مفصلی دارد. فطرت در انسان به معنی یک امر بالفعل نیست، به معنی یک امر بالقوّه است که بذرش در انسان نهاده شده و قابل پرورش یافتن است. درباره نسبت انسان به امور انسانی اعم از مذهب، اخلاق، حقیقت، زیبایی و امثال اینها سه نظریه است.
یک نظریه این است که انسان وقتی که به این دنیا میآید ساخته و «پرداخته شده» از جنبههای امور انسانی به دنیا میآید. همان حرف معروف افلاطون: همه چیز را میداند، با مذهب کامل مثلًا به دنیا میآید، با اخلاق کامل به دنیا میآید. نظریه دیگر نظریه مقابل است که امروز رایج است و آن این است که اصلًا
[١] بقره/ ٢٥٦.