فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٨ - ٣ آیات اول سوره محمد صلی الله علیه و آله
برایش نیرو و انرژی زیاد مصرف میکند ولی بعد همه آن هدر میرود. اینجا وقتی که میفرماید: اضَلَّ اعْمالَهُمْ خدا اعمال آنها را گمراه کرده یا گمراه میکند، یعنی بیخود تلاش میکنند، عملهایشان هدر رفته است. وَ الَّذینَ امَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ و امَنوا بِما نُزِّلَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ کفَّرَ عَنْهُمْ سَیئاتِهِمْ وَ اصْلَحَ بالَهُمْ. برعکس، آنان که ایمان آوردند، عمل شایسته انجام دادند و به آنچه که بر محمد صلی الله علیه و آله نازل شده است ایمان آوردهاند، که آنچه بر او نازل شده است حق و از جانب پروردگارشان است، خدای متعال گناهان و سیئات آنها را جبران میکند (یعنی گذشتههای آنها را هم محو میکند) و حال آنها را اصلاح میکند.
اینجا در جهت عکس است، چون عملی که انسان را به سعادت برساند همان عملی است که در جهت واقعیاش قرار میگیرد. عملی که در جهت واقعی قرار نگیرد در سعادت انسان هیچ [نقشی ندارد،] همان عمل هدر رفته است؛ «هدر رفته» انسان را به جایی نمیرساند. در این نقطه مقابل، نتیجه عمل را ذکر میکند که نتیجه عمل این است که کارهای بد گذشته آنها را محو میکند و حال آنها را اصلاح میکند و در واقع گویی به آنها نیرو میبخشد. یک عمل، عمل هدررفته است که فقط از انسان نیرو میگیرد و انسان انرژی مصرف میکند، و یک عمل، عمل مفید است که به حال او بهبودی میبخشد. چرا این گونه است؟ چرا کافران آنچناناند و مؤمنین اینچنین؟ میفرماید ملاک، حق و باطل است؛ برای اینکه آنها راه باطل را در پیش گرفتند، اینها راه حق را. خاصیت حق این است و خاصیت باطل آن: ذلِک بِانَّ الَّذینَ کفَرُوا اتَّبَعُوا الْباطِلَ وَ انَّ الَّذینَ امَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِنْ رَبِّهِمْ کذلِک یضْرِبُ اللَّهُ لِلنّاسِ امْثالَهُمْ. علت هدر رفتن آن عملها و مفید واقع شدن و سعادت بخش و نیروبخش بودن این عملها این است که آن در مسیر باطل قرار گرفته این در مسیر حق. خاصیت حق و باطل چنین است.
بعد آیهای است که فرمانی در مورد جهاد میدهد یا بگوییم فرمان جهاد میدهد. دوگونه از این آیه میشود برداشت کرد. یکی اینکه بگوییم فرمانی در مورد جهاد میدهد، دیگر اینکه بگوییم فرمان جهاد میدهد؛ در این صورت معنی آیه فرق میکند. آیه این است: فَاذا لَقیتُمُ الَّذینَ کفَروا فَضَرْبَ الرِّقابِ آنگاه که با کافران ملاقات کردید گردنهایشان را بزنید، یعنی آنها را بکشید. فرمان کشتن است. حَتّی اذا اثْخَنْتُموهُمْ تا آنگاه که آنها را از تحرک بیندازید، سنگین کنید، از پا دربیاورید.
اثْخان، سنگین کردن و از پا درآوردن است یعنی حالتی که دیگر نیروی آنها بکلی از آنها گرفته شود، چنانکه در جنگها- چه قدیم و