فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٥ - گروههای چهارگانه در مقابل امیرالمؤمنین علیه السلام
او را مخذول کردهای. خودش فرمود: خَذَلُوا الْحَقَّ وَ لَمْ ینْصُرُوا الْباطِلَ [٢]. به نصرت باطل نشتافتند اما حق را خِذلان کردند. خذلان حق هم گناه است. نه فقط نصرت باطل گناه است، خذلان حق هم گناه است. قرآن تصریح میکند: وَ انْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنینَ اقْتَتَلوا فَاصْلِحوا بَینَهُما فَانْ بَغَتْ احْدیهُما عَلَی الْاخْری فَقاتِلُوا الَّتی تَبْغی حَتّی تَفی ءَ الی امْرِ اللَّهِ [٣]. میگوید اگر جنگ داخلی میان مسلمین پیش آمد اول بروید کوشش کنید میان اینها اصلاح کنید، بسا هست سوء تفاهمی در کار باشد. اگر برایتان روشن شد که سوء تفاهم در کار نیست بلکه یکی از این دو گروه طغیانگر و مغرض است (نمیگوید حالا که اصلاح نتیجه نداد بروید در خانهتان بنشینید) به نفع آن کسی که مظلوم است و علیه آن کسی که بغی میکند وارد جنگ بشوید. این نصّ قرآن است. پس «ما به خانه مینشینیم آخرت خودمان را حفظ میکنیم دنیایمان را هم حفظ میکنیم» حرف چرندی است.
پس در اینجا پنج جناح وجود دارد: جناح علی علیه السلام، جناح معاویه، جناح خوارج، جناح اصحاب جمل و جناح اعتزالیون. آیا واقعاً جامعه از نظر نظامات اجتماعی به پنج گروه تقسیم شده بود که بعد روبنای فکری اینها اینجور شد و اینها چند گروه شدند؟ نه، اینطور نبود، اینها را نمیشود با این مسائل توجیه کرد.
همینطور در زمان پیغمبر. در زمان پیغمبر نیز اینکه مردم سه گروه شدند: مؤمنین، کافرین، منافقین ...
- این پنج گروه را با آن اصطلاحات (مؤمن و مشرک و کافر و منافق) چگونه میتوانیم تطبیق دهیم؟
استاد: احسنت، این بستگی به یک اعتقادی دارد. وقتی ما میگوییم کفر، این شامل کفر به اللَّه هست، شامل کفر به الیوم الاخر هم هست، شامل کفر بما انزِلَ (یعنی کفر به پیغمبر) هم هست (وَ الَّذینَ یؤْمِنونَ بِما انْزِلَ الَیک [١]) و مطابق عقیدهای که ما داریم (اینجا دید ما با دید اهل تسنن فرق میکند) شامل کفر به امام هم هست چون ایمان به رهبر
[١] خطبه ٢٣٦.[٢] نهج البلاغه، حکمت ١٢.[٣] حجرات/ ٩.