فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٦ - گروههای چهارگانه در مقابل امیرالمؤمنین علیه السلام
هم باید باشد، زیرا ایمان به امام و رهبر منصوص جزو اصول ایمانی است، پس انکار امام هم یعنی از دست دادن یک رکن از ارکان ایمان، پس کفر است.
بر این اساس، از این پنج گروه آن سه گروهِ مقابل گروه مؤمن کافر بودند. خوارج شمشیر به روی امام کشیده بودند و کفر به امام داشتند. این خودش درجهای از کفر است. اصحاب جمل و اصحاب معاویه نیز همینطور بودند. منتها بحث این است که آیا فقط سرانشان کافر بودند ولی اتباع، مردم قاصر جاهلی بودند؟ و شاید خوارج هم در میان اتباعشان افراد جاهلی بودند. اگر آن طور باشد، مردم قاصری هستند چون ما یک گروه قاصر هم در قرآن داریم که همان «الْمُسْتَضْعَفینَ الَّذینَ لا یسْتَطیعونَ حیلَةً وَ لا یهْتَدونَ سَبیلًا» [٢] هستند. گفتیم که قرآن گروهی از مستضعفین را قاصر مینامد. ولی در مورد اعتزالیون که اینها را چه باید گفت، شاید بیشتر بشود ... [١] معاویه و اصحاب معاویه که در باطن کافر بودند ولی تظاهر به اسلام میکردند. به حساب عقیده ما کافرند چون همان کفر به امام کافی است که ما اینها را کافر بشماریم. اگر ما با معیار اهل تسنن نگاه کنیم که کفر به امام را کفر نمیدانند ولی کفر به اللَّه و الیوم الاخر را کفر میدانند، اینها منافقاند.
- حدیثی هست که هرکس که به علی بغض داشته باشد منافق محسوب میشود. این سه گروه اول به علی علیه السلام بغض داشتند.
استاد: من الآن چنین چیزی یادم نیست. [این جمله] یعنی اگر کسی ادعای اسلام کند و علی را بغض [داشته باشد] منافق است. ابوجهل علی را بغض داشت، آیا منافق بود؟ پس منظور گروهی است که مسلمانند. مقصود این است که افرادی که اظهار اسلام میکنند و در عین حال علی را دشمن میدارند اینها در باطن نمیتوانند مسلمان باشند. واقعاً اینها منافق هستند. همین طوری که عرض کردم، روی این حساب، اینها مسلمانانی منافق هستند که به حسب عقیدهای که ما شیعه داریم کافر هم هستند. بنابراین از نظر ما منافات ندارد که از این دید خاصی که ما میگوییم، از نظر کفر به امام کافرند، از نظر ایمان
[١] برگرفته از آیه ٩٨ سوره نساء.[٢] [افتادگی از نوار است.]