فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨١ - دو نوع استکبار
و محرومان؟ یا نه، جنداللَّه یعنی گروندگان به ایمان و اختصاص به مستضعفین نداردگو اینکه اکثر آنها را مستضعفین تشکیل میدهند. از آن جهت که ایمان دارند جنداللَّهاند نه از آن جهت که مستضعفند. در کتابهایشان نوشتهاند خدا تودهای فکر میکند، جانبدارانه فکر میکند، نمیتواند غیرتودهای فکر کند و اساساً خودش جزو مستضعفین است (خنده استاد).
در آیه ٢٤ سوره الم سجده میفرماید: وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ ائِمَّةً یهْدونَ بِامْرِنا لَمّا صَبَروا وَ کانوا بِایاتِنا یوقِنونَ. ما از میان آنها پیشوایان قرار دادیم، به چه دلیل؟ به دلیل دو خصیصه: یک خصیصه اخلاقی و یک خصیصه اعتقادی. یکی لَمّا صَبَروا در مقابل آن همه ظلمها و فشارها مقاومت و ایستادگی کردند، و دیگر اینکه به آیات ما، به وعدههای ما یقین داشتند، به دلیل این ایمانشان [از میان آنها پیشوایان قرار دادیم.]
باز هم آیات دیگری در این زمینه- که بالخصوص تکیه روی این جهت شده- هست.
برمیگردیم و آن آیات را هم بحث میکنیم. ما فقط یک آیه از آیاتی که روی استضعاف تکیه شده بود- همان آیهای که شاخص همه آیات بود- ذکر کردیم. آیات دیگری هم هست. بعضی از این آیات آیاتی است که در آنها مستکبرین و مستضعفین در مقابل یکدیگر ذکر شدهاند. آیاتی داریم که در آنها فقط مستکبرین ذکر شدهاند. آیاتی هم داریم که در آنها فقط مستضعفین ذکر شدهاند، و همه اینها را باید بررسی کنیم ببینیم مفاد چیست.
دو نوع استکبار
اما مستکبرین. مستکبرین همیشه نقطه مقابل مستضعفین نیست (این هم خودش یک نکتهای است). قرآن نقطه مقابل مستضعف را یک چیزی قرار نداده که مفهوم استضعافگر داشته باشد مثلًا بگوید مستضعِفین. به جای اینکه بگوید: قالَ الْمَلأُ الَّذینَ اسْتَکبَروا مِنْ قَوْمِهِ لِلَّذینَ اسْتُضْعِفوا [١] نگفته: قالَ الْمَلأُ الَّذینَ اسْتَضْعَفوا لِلَّذینَ اسْتُضْعِفوا. البته شک ندارد که در اینجا این مستکبرها همان مستضعِفها هستند ولی قرآن روی استکبارشان بالخصوص تکیه کرده. البته ما دو نوع استکبار داریم: یک استکبار عملی که احیاناً در
[١] اعراف/ ٧٥.