فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٣ - آیات استکبار
اسم مستضعفی هم برده نشده است.
ما فعلًا آیاتی را میخوانیم که تنها استکبار در آنها ذکر شده. در همان سوره اعراف، آیه ٨٨ راجع به مخالفان شعیب میگوید: قالَ الْمَلَأُ الَّذینَ اسْتَکبَروا مِنْ قَوْمِهِ لَنُخْرِجَنَّک یا شُعَیبُ. از قوم شعیب، آن گروه ملأ، آنهایی که استکبار ورزیدند گفتندای شعیب! ما تو را بیرون میکنیم. اینجا اگرچه «اسْتَکبَروا» با «فِی الْارْضِ» نیامده ولی کلمه مَلَأ میتواند قرینه باشد بر اینکه مستکبرِ اجتماعی را میگوید، چون مفسرین از قدیم گفتهاند و لغت میگوید که ملأ به مردمی میگویند که چشم پرکناند، به چشم میآیند، چشمها را پر میکنند. این امر ممکن است از دو جهت باشد: یکی اینکه کسانی خیلی برای خودشان شخصیت اجتماعی درست کردهاند به طوری که همه مردم اینها را میشناسند و همه جا اسمشان برده میشود. امثال فخر رازی اغلب میگویند ملأ یعنی اشراف، شُرَفا، آنهایی که بزرگان ملت شناخته میشوند. و ممکن است احیاناً به مردمی به اعتبار انبوه بودن جمعیتشان که چشم را پر میکند مَلَأ بگویند، ولی ظاهراً به این معنا قرآن نگفته است.
در آیه «قالَ الْمَلَأُ الَّذینَ اسْتَکبَروا مِنْ قَوْمِهِ لَنُخْرِجَنَّک یا شُعَیبُ» ظاهر قضیه این است که این استکبار استکبار اجتماعی است که در واقع همان معنای استضعاف را میدهد.
آیه دیگر در سوره یا ایهَا الْمُدَّثِّرُ است، آن آیهای که میگویند شأن نزولش ولید بن مغیره است:
ذَرْنی وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحیداً. وَ جَعَلْتُ لَهُ مالًا مَمْدوداً [١] تا آنجا که میفرماید که او گفت: انْ هذا الّا سِحْرٌ یؤْثَرُ.
می فرماید: ثُمَّ ادْبَرَ وَ اسْتَکبَرَ. فَقالَ انْ هذا الّا سِحْرٌ یؤْثَرُ [٢]. پشت کرد و استکبار کرد و گفت قرآن جز سحری چیزی نیست، جادویی بیش نیست. این استکبار نیز معلوم است که استکبار اخلاقی است. قرآن میخواهد بگوید او با اینکه پی درپی فکر کرد و گفت که این چیست، چه بگوییم، شعر است یا چیز دیگر، آخرش به دلیل اینکه استکبار کرد و نخواست در مقابل حقیقت خضوع کند و خواست یک حرفی زده باشد و یک مغلطهای کرده باشد گفت جادویی بیش نیست. این استکبار استکبار اخلاقی است.
آنچه که درباره شیطان آمده است، مثل سوره ص آیه ٧٥ که درباره شیطان
[١] مدثر/ ١١ و ١٢.[٢] مدثر/ ٢٣ و ٢٤.