فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٩ - سه گروه در مقابل دعوت پیامبران
حتی محال بود که از طبقه سوم هم حامی پیدا کنند، منحصراً از طبقه مظلوم و محروم حامی پیدا میکردند، چون میخواهد او را به نوایی برساند و منفعت، منفعت مادی است. ولی از میان آن طبقه هم پیدا میکنند، که همیشه گفتهایم که یک خصوصیتی که در دعوت انبیا هست و در دعوت هیچ رهبر اجتماعی دیگر نیست قدرت برانگیختن بشر علیه نفس خودش است.
- در اینجا ممکن است این ایراد گرفته شود که اگر طبقه استضعافگر و مترَف هم به دین گرویدند به این جهت است که منافع خودشان را در پذیرش این دین دیدند. درست داستان آن انقلابی را دارد که اگر پیروز بشود طبقات غنی که در جریان انقلاب نبودند مورد آزار قرار میگیرند و آنها مجبورند که بپذیرند. در تاریخ هم افراد مترف موقعی ایمان آوردهاند که مجبور بودهاند. مثلًا ابوسفیان در آن لحظهای که دیگر امیدی به پیروزی گروه خودش نمیبیند ایمان میآورد و در واقع به خاطر منافعش ایمان میآورد.
استاد: آیا همین مطلبی که شما میگویید کلیت دارد؟
- تقریباً.
استاد: «تقریباً» درست نیست. ما هم گفتیم که اکثر [اینطور نیستند.] ما همان قصهای که در هفته پیش خواندیم، قضیه سحره موسی را مثال میزنیم. در حالی که در همان جا مرگ خودشان را به چشم میدیدند و فرعون هم گفت: فَلَاقَطِّعَنَّ ایدِیکمْ وَ ارْجُلَکمْ مِنْ خِلافٍ وَ لَاصَلِّبَنَّکمْ فی جُذوعِ النَّخْلِ [١] گفتند: فَاقْضِ ما انْتَ قاضٍ انَّما تَقْضی هذِهِ الْحَیوةَ الدُّنْیا [٢]. آیا میشود احتمال داد که این سحره فرعون فهمیدند که موسی در نهایت امر پیروز میشود، حالا که فرعون دارد شکست میخورد از حالا ما برویم به موسی ملحق بشویم که باز منافعمان در دوره موسی تأمین بشود؟ همچنین «رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ الِ فِرْعَوْنَ
[١] طه/ ٧١.[٢] طه/ ٧٢.