فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٥ - بررسی
آن را در قالبهایی مثل اطاعت یا خضوع قرار دهیم دیگر ما نمیتوانیم آن مفهوم جامع را از دین استنباط کنیم.
استاد: همان معنی سومی که ایشان ذکر کردند همین نظامی است که شما میگویید. اشکال ما درباره چیست؟ چهار معنایی که ایشان ذکر کردند چنین بود: یکی تسلط و فرمانروایی. آیا خود تسلط و فرمانروایی خدا جزو این نظامی است که شما میگویید نظام دین؟ یا ایمان به این تسلط و فرمانروایی، کدام یک؟
- به هرحال آن یک واقعیتی است که در جهان هستی هست.
استاد: آن واقعیت که دین نیست، ایمان من به آن واقعیت دین است. جزای قیامت، خود جزا، وجود عینی جزا [جزو دین نیست.] در یک جا فرض این است که خود آن وجود عینی جزا دین گفته [میشود] یعنی خود قیامت جزو نظام دین است. در حالی که اعتقاد ما به فرمانروایی خدا و اعتقاد ما به یوم آخِر و اعتقاد به اینکه قیامتی هست، یعنی نظام فکری، این است که جزو فکر ماست [و دین گفته میشود.] آن که امری است بیرون از فکر ما و نمیشود اسمش را دین گذاشت و دین جامع نمیتواند باشد که بگوییم دین جامع یعنی خود خدا و خود قیامت. خدا که جزو دین نیست، قیامت هم جزو دین نیست، پیغمبر هم جزو دین نیست. وجود عینی پیغمبر که جزو دین نیست. دین یعنی این نظام فکری و اعتقادی و عملی: ایمان به خدا، ایمان به اللَّه، ایمان به فرمانروایی خدا، ایمان به استحقاق معبودیت خدا. ایمان به اینکه جهان [ماهیت] به سوی اویی دارد، ایمان به یوم آخر.
ایمان به اینکه این دستورها وحی الهی است (الَّذینَ یؤْمِنونَ بِما انْزِلَ الَیک وَ ما انْزِلَ مِنْ قَبْلِک) [١]. اینها جزو نظام فکری است. همچنین خود این دستورها که یک سلسله دستورهای قراردادی و موضوعه است که از طرف [خدا ابلاغ شده است. آن ایمانها و این دستورها مجموعاً آن نظام فکری و عملی را تشکیل میدهند.] این نظامی که شما دنبالش میگردید و اسمش را «دین جامع» گذاشتهاید همان معنی سوم است. اما آن معنی جامع که شامل خود جزا و خود خدا هم بخواهد بشود اصلًا معنی ندارد. حرف ما این است
[١] بقره/ ٤.