فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٤ - مذهب از نظر مادیت تاریخ
طبقه برخوردار است قهراً تاریک اندیش از کار درمیآید.
مذهب از نظر مادیت تاریخ
روی این منطق راجع به مذهب هم دوگونه فکر میشود. خود مارکس چون معتقد است که این روبناها (اعم از فلسفه و حقوق و ...) همه متدهایی است که در جامعه برای حل مشکلات اقتصادی اختراع میشود، خاستگاه مذهب را هم مثل خاستگاه همه چیز دیگر مادی میداند ولی یک تفاوت برای مذهب و غیرمذهب قائل است و آن اینکه مثلًا به دو گونه اخلاق قائل است: اخلاقی که خاستگاهش طبقه استثمارگر است و اخلاقی که خاستگاهش طبقه محروم است. به دوگونه هنر قائل است: هنری که خاستگاهش طبقه استثمارگر است و هنری که خاستگاهش طبقه محروم است. به دوگونه فلسفه و تفکر قائل است. ولی به دو مذهب قائل نیست، یک مذهبْ برخاسته از طبقه استثمارگر و یک مذهب برخاسته از طبقه استثمارشده. خاستگاه مذهب را مادی میداند ولی خصوص این طبقه هم میداند، میگوید که مذهب اختراع طبقه استثمارگر است، و عکس العمل طبقه محروم از نظر او همیشه لامذهبی است، حرفی که همیشه واقعیت خلافش را ثابت میکند. از نظر او طبقه محروم همیشه روشنفکر است و گرایش به ضد مذهب دارد و فقط طبقه برخوردار است که گرایش به مذهب دارد.
ولی بعضی دیگر با قبول اینکه خاستگاه مذهب مادی است یعنی مذهب هم خودش مظهری از مظاهر گرایش طبقاتی است، همین طوری که به دو اخلاق قائل هستند: اخلاق طبقه استثمارشده و اخلاق طبقه استثمارگر، همچنین به دو مذهب قائل شدند. آنهایی که نخواستند به مذهب بدبین باشند گفتند مذهب هم دوگونه است: مذهب طبقه استثمارگر و مذهب طبقه استثمارشده. قهراً همین طوری که اخلاقِ طبقه استثمارگر یک اخلاق مرده و اخلاقی است که براساس تسلیم و تمکین و خلاصه محافظه کارانه و سنت گرایانه است ولی اخلاق طبقه استثمارشده برعکس، اخلاق انقلابی و سنت شکنانه و روشنفکرانه است، همچنین مذهب طبقه استثمارگر یک مذهب توجیهگر و سنت گرا و محافظه کار و مذهبی است که دائم میخواهد دعوت به آرامش و رضا و تسلیم بکند، ولی مذهب طبقه استثمارشده به حکم خاستگاه طبقاتی خودش مذهب مهاجم میشود، یک مذهب انقلابی و حرکت زا.
به هر حال- چه به آن نظریه قائل باشیم چه به این نظریه- خاستگاه مذهب یک