فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٩ - آیات سوره نساء
وَ لَوْ انّا کتَبْنا عَلَیهِمْ انِ اقْتُلوا انْفُسَکمْ اوِ اخْرُجوا مِنْ دِیارِکمْ ما فَعَلوهُ الّا قَلیلٌ مِنْهُمْ وَ لَوْ انَّهُمْ فَعَلوا ما یوعَظونَ بِهِ لَکانَ خَیراً لَهُمْ وَ اشَدَّ تَثْبیتاً. وَ اذاً لَاتَیناهُمْ مِنْ لَدُنّا اجْراً عَظیماً. وَ لَهَدَیناهُمْ صِراطاً مُسْتَقیماً [١].
لَوْ برای امتناع است. یک وقت میگوید: «وَ انْ کتَبْنا» یا «وَ اذا کتَبْنا» اگر ...، یعنی به حالت تردید است. در فارسی همه اینها را ما با «اگر» میگوییم. در زبان عربی «لَوْ» را برای یک امر ممتنع که [واقع] نشده میآورند که ما کلمه «می» را اضافه میکنیم میگوییم اگر چنین «میبود» یعنی چنین نیست؛ [واقع] نشده ولی اگر میبود، اگرچه ممکن نیست که میبود. «اگرچه ممکن نیست» را هم در آن گنجانده، و لهذا میگویند که «لَوْ» برای امتناع [خلاف] آن چیزی است که گذشته، که برخلاف آنچه گذشته واقع شود. میگوید: وَ لَوْ انّا کتَبْنا عَلَیهِمْ انِ اقْتُلوا انْفُسَکمْ ... به فرض محال اگر ما بر اینها مینوشتیم یعنی اگر اینها را مکلف میکردیم که خودتان را بکشید، یادار و دیار را بکلی رها کنید و بروید، این امر ما را اطاعت نمیکرد مگر کمی از اینها؛ یعنی باز هم بودند عدهای که چنین [بکنند.]
وَ لَوْ انَّهُمْ فَعَلوا ما یوعَظونَ بِهِ لَکانَ خَیراً لَهُمْ وَ اشَدَّ تَثْبیتاً. قرآن میخواهد بگوید که اگرچه ما چنین چیزی امر نکردیم اما اینها باید بدانند که هرچه که خدا امر میکند حق است، اینها باید اینچنین باشند که آنچه که خدا امر میکند ولو به زیان خودشان تشخیص میدهند آن کار را انجام بدهند یعنی در فکر منفعت خودشان نباشند، امر او برای آنها ملاک باشد. بعد میفرماید: اگر این کار را بکنند برایشان خیر است و از نظر تثبیت و پابرجا بودن (که ظاهراً تثبیت ایمان است) شدیدتر خواهند بود و آن وقت ما به آنها از نزد خودمان اجر عظیم میدادیم و آنها را به راه راست هدایت میکردیم.
بعد: وَ مَنْ یطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسولَ. روح دعوتش را ذکر میکند: هرکسی که خدا و رسول را اطاعت کند، میدانید چه میشود؟ حالا چه نویدی اینجا گذاشته؟ اگر خدا و رسول را اطاعت کنید چه به شما میدهند؟ آیا تکیه روی امور مادی است؟ نه. فَاولئِک مَعَ الَّذینَ انْعَمَ اللَّهُ عَلَیهِمْ مِنَ النَّبِیینَ وَ الصِّدّیقینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصّالِحینَ وَ حَسُنَ اولئِک رَفیقاً [١]. هم درجه پیامبران میشوند، هم درجه صدّیقین میشوند، هم درجه شهدا میشوند،
[١] نساء/ ٦٦- ٦٨.[١] نساء/ ٦٩.