فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤ - نظریه اصالت هویتهای اجتماعی
میدانیم و آن را بیاحترامی. او میگوید رسم ما این است، این میگوید رسم ما هم این است.
یک تاجر ایرانی طرفی در اروپا داشت. او به ایران آمده بود و این تاجر وی را خیلی پذیرایی کرده بود؛ روزهای زیادی شام و ناهار داده و این طرف و آن طرف برده بود. تا بعد این تاجر به اروپا رفته بود. او هیچ به او اعتنا نکرده بود. آمده بود در هتل یک دیدنی کرده بود، شاید یک روز هم رفته بود یک ناهاری با او خورده بود. بعد از دو سال او یک سفر دیگر به ایران آمده بود. این هم دیگر به او اعتنا نکرده بود. او خیلی با تعجب از او پرسیده بود که چطور شده آن سفر ما آمدیم تو خیلی از ما احترام کردی، این سفر از ما هیچ احترام نکردی؟ گفت: آخر من آمدم اروپا تو هیچ به من اعتنا نکردی. گفت: بسیار خوب، تو به رسم خودت عمل کردی ما هم به رسم خودمان عمل کردیم. بناست هرکسی به رسم خودش عمل کند. برای شما خوب این است، برای ما هم خوب آن است. تو باید به رسم خودت عمل کنی؛ وقتی من میآیم تو از من خیلی پذیرایی کن، وقتی که تو میآیی من اصلًا به تو اعتنا نمیکنم؛ چون رسم ما این است رسم شما هم آن است. هرکسی به رسم خودش عمل کند.
همینطور ذوقها، ادبیات. هر قومی یک ادبیات مخصوص به خود دارد. یا موسیقیها. هر قومی یک ذوقی در پسند موسیقیها دارد، و ممکن است اینها علل مهم تاریخی داشته باشد. و حتی در طرز تفکرها و ارزیابیها درباره اشیاء.
بنابراین وقتی که این گونه است پس هر ملتی از خودش یک هویتی دارد و طبیعی است که هویت خودش را باید برای خودش حفظ کند؛ همین طوری که حیات شخصیاش را خودش باید حفظ کند. اگر کسی به او حمله کند و بخواهد او را بکشد آیا این منطقی نیست که از حیات شخصی خودش دفاع کند؟ چرا. اگر بخواهند بچه او را بربایند و بخواهد دفاع کند آیا منطقی نیست؟ چرا.
وقتی هم بخواهند هویت ملیاش را از بین ببرند باز هم خودش را دارند از بین میبرند، باز هم شخصیتش را دارند از بین میبرند، با شخصش هیچ فرق نمیکند. آن مهاجمْ هویتش هرچه میخواهد باشد، پیامش هم هرچه میخواهد باشد، همین قدر آمده و میخواهد من را دگرگون و عوض کند. این درست مثل این است که بخواهد جان من را یا بچه من را بگیرد، چرا؟ زیرا آنچه که من دارم بالاخره مال من است و به دلیل اینکه مال من است و تاریخ در طول چند هزار سال به من داده است برای من محترم و مقدس است و باید من از این دفاع کنم. این طرز تفکر [وجود دارد.]