فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٨ - محاکمه میان مستکبر و مستضعف
میکند دو ظلم میکند، هم به غیر ظلم میکند هم به نفس خودش. ولی آن کسی که ظلم به نفس میکند احیاناً ممکن است فقط ظلم به نفس کرده باشد و ظلم به غیر نکرده باشد. این است که قرآن اینجا همه کافران را تحت عنوان ظالمان بیان میکند؛ همانطور که در آیه قبل دیدیم: الَّذینَ تَوَفّیهُمُ الْمَلائِکةُ ظالِمی انْفُسِهِمْ با اینکه بحث روی مستضعفین است. مستضعفین را ظالمین به نفس مینامد.
وَ لَوْ تَری اذِ الظّالِمونَ مَوْقوفونَ عِنْدَ رَبِّهِمْ اگر ببینی آن منظره عجیبی که ظالمان در پیشگاه پروردگارشان نگه داشته شدهاند! یرْجِعُ بَعْضُهُمْ الی بَعْضٍ الْقَوْلَ این به او سخن را پاس میدهد او به این پاس میدهد، یعنی این میخواهد تقصیر را به گردن او بیندازد او میخواهد به گردن این بیندازد. این ظالمان یک عدهشان مستضعفاند یک عدهشان مستکبر. یقولُ الَّذینَ اسْتُضْعِفوا لِلَّذینَ اسْتَکبَروا لَوْ لا انْتُمْ لَکنّا مُؤْمِنینَ [١] مستضعفین به مستکبرین میگویند: هرچه به سر ما آمد از دست شما آمد، اگر شما نبودید ما ایمان میآوردیم. شما نگذاشتید، شما ما را اغوا کردید.
قرآن حتی اغواهای مستکبرین را نقل میکند و به صراحت قبول میکند که غِوایتها از مستکبرین شروع میشود و به مستضعفین میرسد. مستضعفین را ملامت میکند که شما چرا تحت تأثیر اینها قرار میگیرید و حرف اینها را میپذیرید؟! خود مستضعفین میفهمند که نباید دنباله روی اینها را میکردند، لذا به مستکبرین میگویند همهاش تقصیر شما بود، اگر شما نبودید ما خود به خود مؤمن بودیم (همان که عرض کردم مستضعف آن حجابی که مستکبر دارد او ندارد).
قالَ الَّذینَ اسْتَکبَروا لِلَّذینَ اسْتُضْعِفوا ا نَحْنُ صَدَدْناکمْ عَنِ الْهُدی بَعْدَ اذْ جاءَ کمْ بَلْ کنْتُمْ مُجْرِمینَ [٢] ... [٣] [مستضعفین در واقع میگویند] جبر محیط بود، محیط فاسد بود، بزرگترها بودند که کار جامعه و گردش کارها در دست اینها بود. اینها که اینجور بودند، ما هم مجبور بودیم. آنها هم به اینها جواب میدهند که چنین چیزی نبود. عیناً نظیر جوابی که قرآن از زبان شیطان نقل میکند که: وَ قالَ الشَّیطانُ لَمّا قُضِی الْامْرُ انَّ اللَّهَ وَعَدَکمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُکمْ فَاخْلَفْتُکمْ وَ ما کانَ لِی عَلَیکمْ مِنْ سُلْطانٍ من قدرت اجبار نداشتم که کسی را مجبور کنم الّا انْ دَعَوْتُکمْ فَاسْتَجَبْتُمْ من فقط شما را دعوت کردم شما پذیرفتید، میخواستید نپذیرید. فَلا تَلومونی وَ لوموا انْفُسَکمْ من را ملامت نکنید خودتان را ملامت
[١] سبأ/ ٣١.[٢] سبأ/ ٣٢.[٣] [افتادگی از نوار است.]