فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٠ - خوشبینی قرآن به تاریخ
که زودتر یا بیدرد بزاید. این مقدار دخالت پزشک و ماما ممکن است ولی امکان ندارد که بتواند بچه شش ماهه را تبدیل به بچه نه ماهه کند. او باید صبر کند تا این بچه به نه ماهگی برسد. بنابراین راهی غیر از این وجود ندارد. این یک طرز تفکر.
خوشبینی قرآن به تاریخ
از نظر ما این طرز تفکر درست نقطه مقابل طرز تفکر قرآن است. قرآن برعکس، به تاریخ خوشبین است و در مجموعِ جریان تاریخ [غلبه را با حق میداند؛] چون برای انسان اصالت قائل است نه اینکه میگوید که یک جبر کور در ماورای خواست و اراده و ایمان و انتخاب انسان [وجود دارد.]
قرآن روحی فکر میکند، برای ایمان و فطرت و گرایش به حقیقت و برای عدالت اصالت قائل است یعنی برای نوامیس زندگی بشر اصالت قائل است و برای انسان یک نوع گرایش ذاتی به صداقت و امانت و عدالت و به همه این [ارزشها] قائل است در عین اینکه [قبول دارد که گاهی انسان به دلیل منحرف شدن از فطرت] [١] میخواهد حق را از مسیر خودش منحرف کند، متوقفش میکند، عقبگرد به آن میدهد. اینها را به صورت یک جریانهای موقّت میپذیرد. پس در مسئله مبارزه حق و باطل، ما با چنین منطقی روبرو میشویم.
در تفسیری که اواخر میگفتم به این نکته متوجه شدم. قرآن در اوایل سوره بقره سه گروه را در مقابل یکدیگر مطرح میکند: گروه مؤمنین و متّقین، گروه کافرین، گروه منافقین. به گروه مؤمنین که میرسد، بعد از اینکه این گروه را توصیف میکند که اینها ایمان به غیب دارند، نماز کامل، حسابی و واقعی بپا میدارند، انفاق میکنند، به این مکتبشان که مکتب الهی است (بِما انْزِلَ الَیک وَ ما انْزِلَ مِنْ قَبْلِک) [٢] ایمان دارند، به عالم آخرت ایقان دارند، آنگاه اینها را یک گروه موفق معرفی میکند: اولئِک عَلی هُدی مِنْ رَبِّهِمْ وَ اولئِک هُمُ الْمُفْلِحونَ [٣]. اینها در روشنایی و هدایت پروردگارند، راه خودشان را میدانند و طی میکنند، رستگارانند، موفقها هستند.
به کافرها که میرسد مثل آن وقتی است که معلمی به شاگردی نگاه میکند که به
[١] [افتادگی از نوار است.][٢] بقره/ ٤.[٣] بقره/ ٥.[٤] بقره/ ٦.