فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٥ - معنی اهل کتاب
یصِلُ الی شُرَکائِهِمْ [٢] مثلًا قربانی میکردند، سهمی را برای اللَّه و سهمی را برای بتها قرار میدادند. ولی معمولًا در پرستشها اصلًا کاری به کار خدا نداشتند.
پس باید مفهوم کلمه «شرک» درست روشن بشود که خود شرک هم نوعی توحید است اما نه توحیدی که قرآن میگوید. توحیدی که قرآن میگوید یعنی اللَّه را به یگانگی شناختن و به یگانگی پرستش کردن. چنین نیست که اگر ما به جای اللَّه یک چیز دیگر را- انسان یا ملک و فرشتهای و یا خورشید را- قرار بدهیم و فقط همان را پرستش کنیم و غیر از او هم چیزی را در نظر نداشته باشیم آنوقت ما از نظر قرآن موحد هستیم. نه، موحد یعنی توحیدِ اللَّه. بجای اللَّه هرچه را قرار بدهیم- چه یکی چه دوتا چه ده تا- مشرک هستیم. پس آنجایی هم که یکی قرار میدهیم باز مشرک هستیم.
بنابراین ما نباید از مفهوم شرک حتماً ثنویت بفهمیم، که شرک یعنی ثنویت و تعدد. لازمه شرک ثنویت و تعدد نیست. شرک، جانشین ساختنْ به جای خداست، خواه ثنویت در آن باشد و خواه نباشد. مسئله شرک در قرآن زیاد مطرح شده است.
معنی اهل کتاب
مفهوم مذهبی تاریخی دیگری که در قرآن هست مفهوم «اهل کتاب» است که احیاناً تحت عنوان یهود و نصاری و مجوس و احتمالًا صابئین هم ذکر شده است. قرآن اهل کتاب را با مشرکین در یک ردیف نمیشمارد، با اینکه از بعضی آیات قرآن استنباط میشود که اهل کتاب هم آن توحیدی را که قرآن میگوید ندارند چون میگویند: انَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ [١]. اینجا قرآن مذهب نصارای آن زمان را یک مذهب غیرتوحیدی میخواند. آنهایی که میگویند: الْمَسیحُ ابْنُ اللَّهِ [٢]، آنهایی که میگویند: عُزَیرٌ ابْنُ اللَّهِ [٣] یا آنهایی که میگویند ظلمت و نور (آیه وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النّورَ [٤] ظاهراً اشاره به اینها دارد) مسلّم از نظر قرآن موحد نیستند. ولی شاید به دلیل اینکه اینها در مقام پرستش، یک موجود دیگر را بهطور رسمی به جای اللَّه قرار نمیدهند که دیگر اللَّه را پرستش نکنند (گرچه در مقام اعتقاد چنین میکنند) قرآن اینها را مشرک نمینامد. میفرماید مسیحیها میگویند: انَّ اللَّهَ
[١] انعام/ ١٣٦.
[٢] مائده/ ٧٣.[٣] توبه/ ٣٠.[٤] توبه/ ٣٠.[٥] انعام/ ١.