فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٣ - توضیح نظریه فطرت
است و این آیات را ما میخوانیم و [بررسی] میکنیم. یکی از آیاتی که روی این منطق زیاد به آن تکیه شده است [آیه ٥ سوره قصص است.] مطابق این منطق، قرآن تکیهاش تنها روی مستضعفین است و به این اصل اذعان دارد که پایگاه فکری و ایدئولوژیک هر کسی بستگی دارد به پایگاه اجتماعی او مخصوصاً از جنبههای اقتصادی و امکان ندارد که انسان یک نوع پایگاه اقتصادی داشته باشد و پایگاه فکری و ایدئولوژیکش بر ضد آن باشد که بخواهد بر ضد آن پایگاه خودش یا بر ضد طبقه خودش قیام کند. میگویند که اساس جامعه شناسی قرآن بر این است که جامعه را دوقطبی میداند:
قطب استضعافگر و قطب استضعاف شده، و قرآن ایمان و هرچه فضیلت از فضایل انسانی هست همه اینها را دربست از طبقه مستضعف میداند و کفر و هرچه رذیلت هست همه را مخصوص آن طبقه میداند. با اینکه قرآن خیلی گروهها تحت عناوین متعدد (شصت و چهار عنوان) ذکر کرده ولی همه این عناوین در واقع به دو عنوان اصلی تحلیل میشوند: گروه استضعافگر، گروه مستضعف. وقتی میگوید کافر، یعنی همین استضعافگرها. اگر مترَف یا مفسد میگوید، یعنی استضعافگرها، و هر صفت بدی که میگوید. همچنین اگر میگوید «مؤمن» یعنی مستضعف. اگر میگوید «مصلح» یعنی مستضعف. اگر میگوید «متقی» یعنی مستضعف. اگر میگوید «صالح» یعنی مستضعف. هرچه صفات نیک است مال اینهاست و هرچه صفات بد است مال آنهاست، برای اینکه پایگاه اخلاقی و فکری و ایدئولوژیک انسان اصلًا بستگی تامّ و تمام به پایگاه اقتصادی او دارد.
- آیا امکان ندارد که در یک مرحلهای متقین مستضعف نباشند؟
استاد: روی این بیان نه.
- آنوقت با توجه به این مسئلهای که فرمودید: وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقین ...
استاد: البته ما که این حرف را قبول نداریم. نظر به اینکه مطابق این منطق وضع فکری و اخلاقی هر گروهی بستگی دارد به وضع مادی زندگی آنها، در دورانی که جامعه تقسیم میشود به دو قسم و دو گروه: گروه استضعافگر و گروه استضعاف شده، دو اخلاق و دو روحیه هم قهراً در جامعه وجود دارد: روحیه استضعافگری و روحیه استضعاف شدگی،