فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٢ - توضیح نظریه فطرت
. وَ الْعاقِبَةُ لِلتَّقْوی [٣]) برای این است که [اساس،] طبیعت و فطرت و خلقت الهی است، [عوامل] دیگر امور عارضی است و امور عارضی ازبین رفتنی است. بالاخره حکم فطرت غالب خواهد شد و جهان به یک اخلاق ایده آل و به یک حکومت ایده آل و به یک عدالت ایده آل و به یک انسان [ایده آل خواهد رسید.] [٤]
- در مورد عذاب وجدان که فرمودید، پس مسئله خَتَمَ اللَّهُ عَلی قُلوبِهِمْ که کم کم در اثر تکرار گناه آن [نور] فطری خاموش میشود چگونه قابل توجیه است؟
استاد: عرض کردیم که خاموش میشود ولی از بین نمیرود. مثل آتشِ زیر خاکستر. گاهی به حدی میرسد که رویش پوشانده میشود به طوری که انسان خودش هم دیگر احساس نمیکند.
- شما فرمودید که عذاب وجدان به تدریج شدیدتر میشود و تعبیر به قرص والیوم و بیخوابی کردید، در حالی که ما میگوییم وجدان ضعیفتر میشود.
استاد: از نظر پذیرفتن [دعوت انبیا ضعیفتر میشود.] آن که قرآن میگوید: خَتَمَ اللَّهُ عَلی قُلوبِهِمْ وَ عَلی سَمْعِهِمْ وَ عَلی ابْصارِهِمْ غِشاوَةٌ [١] یعنی اینها دیگر آن شانس پذیرش را ندارند، شانس پذیرشْ دیگر در اینها نیست. البته شاید در دنیا هستند افرادی که به حدی رسیده باشند که دیگر خودشان احساس آن عذاب وجدان را هم نکنند. آن منافات ندارد با این که عرض میکنم.
حالا ببینیم که آیات قرآن در این زمینه چیست؟ اتفاقاً در اینجا هم آیه خیلی زیاد
[١] طه/ ١٣٢.
[٢] [افتادگی از نوار است.][٣] بقره/ ٧.