فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢ - ٢ آیه سوره زخرف
لا لِانْ تَتَفاخَروا بَلْ لِانْ تَتَعارَفوا، که تَعارَفوا در اصل همان تَتَعارَفوا است.
٢. آیه سوره زخرف
آیه دیگری که به آن استناد شده است آیه سوره زخرف است. در سوره زخرف آیهای هست که محل کلام و سخن است یعنی خیلی قابل دقت و توجه است. قبل از این آیه آیاتی است که راجع به رسالت و نبوت است. ظاهراً این آیات است: لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلی رَجُلٍ مِنَ الْقَرْیتَینِ عَظیمٍ [١]. گفتند که چرا قرآن که یک نعمت معنوی و یک رحمت معنوی است به یکی از این دو شخصیت بزرگِ این دو مرکز یعنی مکه و طائف نازل نشد، یعنی به ولید بن مغیره مخزومی که ثروتمند قریش بود در مکه، و عروة بن مسعود ثقفی که متشخص ثقفیها بود در طائف. قرآن میگوید که أَهُمْ یقْسِمونَ رَحْمَتَ رَبِّک [٢] آیا آنها مقسّم رحمت خدا هستند که خدا باید تابع اختیار و انتخاب اینها باشد که نبوت را به این بدهد و به آن ندهد، چرا به این میدهد و چرا به آن نمیدهد؟ خدا خودش بر طبق مشیت بالغه و حکمت بالغه خود رحمت خودش را تقسیم میکند. در یک آیه دیگر میفرماید: اللَّهُ اعْلَمُ حَیثُ یجْعَلُ رِسالَتَهُ [٣] خدا خودش داناتر است که رسالت خود را در کجا قرار بدهد.
بعد، از مسئله این رحمت معنوی که رسالت است وارد نعمتهای مادی دنیوی میشود.
میفرماید: نَحْنُ قَسَمْنا بَینَهُمْ مَعیشَتَهُمْ فِی الْحَیوةِ الدُّنْیا [٤] معیشت مردم را در این زندگی دنیا ما میان آنها قسمت کردهایم. مقصود از معیشت در اینجا چیست؟ آیا مقصود آن امکانات طبیعی است که هرکسی دارد برای کسب زندگی و معاش؟ یا مقصود خود معاش است؟ به عبارت دیگر آیا مقصود آن چیزهایی است که خداوند به نحو تکوین به انسانها داده است در معیشت، یا چیزهایی است که انسان به نحو تکوین حیازت نمیکند بلکه به نحو اختیار و به نحو تشریع و در پرتو قانون یا با پایمال کردن قانون به دست میآورد؟ ... [٥] چون مال و ثروت رابطه اعتباری و تشریعی با انسان پیدا میکند.
در بعضی آیاتِ قرآن کلمه «معایش» یعنی موجبات تعیش انسان، یعنی آن مقدمات
[١] زخرف/ ٣١.[٢] زخرف/ ٣٢.[٣] انعام/ ١٢٤.[٤] زخرف/ ٣٢.[٥] [افتادگی از نوار است.]