فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢١ - قوّت نیروی عادت
است.] خیال میکند که فقط تابع عقل و تابع مذهب است، میگوید من از عقلم و از دینم پیروی میکنم اما وقتی که انسان روحیه مردم را بشکافد میبیند آنچه که حکومت بیشتری بر روحیه مردم دارد عادات است. آنوقت عادات، عقل انسان را هم تحت تأثیر قرار میدهد، یعنی عقلش را برای توجیه عادتش استخدام میکند. حتی مذهب را هم برای توجیه عادتش استخدام میکند.
من این را دقیقاً تجربه کردهام. اگر یک امر مذهبی برای مردم عادت شده باشد، چنانچه انسان صد تا دلیل قاطع از نصّ قرآن و صدها حدیث مسلّم برای مردم بیاورد، بگوید قرآن این را میگوید، امام جعفر صادق این را میگوید، امام باقر این را میگوید، همه ائمه این را گفتهاند، این هم کلماتشان، برو بگرد، اگر غیر این تو چیزی پیدا کردی! قبول نمیکند. نمیگوید که من قرآن یا حدیث را قبول ندارم ولی کوشش میکند اینها را به گونهای توجیه و تأویل کند. قرآن هم روی این قضیه خیلی تکیه دارد. قرآن در توجیه مذهب شرک همیشه روی مسئله عادت و تقلید از گذشتگان و نیاکان [تأکید دارد.] قبلًا عرض کردم، من در قرآن کاوش و مطالعه کردم، دیدم که یکی از آن مسائلی که همه پیغمبران با آن روبرو بودهاند عادات و تقلیدات است.
- آیا میتوانیم بگوییم که ملأ بهانه میکردند؟
استاد: خیر، خود مردم.
- چون آن «قالوا» هایی که نوعاً قرآن بیان میکند بیان ملأ است که ...
استاد: خیر، ملأ از این امر استفاده میکردند. اتفاقاً برعکس است، خود آن ملأ شاید کمتر به این عقاید و به این تقالید پایبند بودند، غیر ملأ بیشتر به این عادات و تقالید پایبند بودند. ملأ وقتی میخواستند توده مردم را با خودشان همراه کنند، به نیروی عادت میچسبیدند. پس این نیروی عادت وجود داشت.
- ملأ کدام افراد هستند؟