فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٣ - رسالت ادیان الهی
میان آن هزار تومانی که کسی به زور از من گرفته و هزار تومانی که من به دست خودم برای موردی بدهم. اگر آنجا دلم میسوزد اینجا هم همان قدر دلم میسوزد، چون جیبم یک اندازه خالی میشود. فرق نمیکند که من هزار تومان را برای خودم خرج کنم یا برای فردی به اختیار خودم خرج کنم و یا هزار تومان به آن شکل [از من ربوده شود،] چون به هر حال هزار تومان از دارایی من کسر شده، و ارزشش یکی است.
اما مسئله دیگر این است که در اینجا نه فقط هزار تومان از دست من رفته، بلکه حق در جامعه پایمال شده و عدالت درهم شکسته است. اگر از این نظر بگوییم، میلیونها تومان هم برای انسان ارزش ندارد [در مقابل اینکه بخواهد حقی ضایع شود.] یعنی اگر من به دست خودم تمام داراییام را خرج کنم، به اندازه اینکه حقی اینجا پایمال شده، بر روح من زیان وارد نشده است. و لهذا اولیاء در مسائل دنیایی و مادی، آنجا که فقط جنبه ارزش مادی در کار است بیاعتنا هستند، میگوید تمام زرهای دنیا هم برای من پشیزی ارزش ندارد، ولی آنجا که پای درهم شکسته شدن حق و عدالت در میان است یک درهم هم فوق العاده ارزش دارد، یعنی اگر یک درهم بخواهد جابجا بشود آنجاست که شما علی را میبینید مثل اینکه دنیا را به سرش خراب کردهاند. بنابراین مسئله ارزشهای انسانی مطرح است، همینهایی که این آقایان امور انتزاعی و ذهنی و متافیزیکی میدانند، ولی اینجور نیست، از نظر اسلام اینها حقیقت است و اصلًا انسانیت انسان قائم به اینهاست و اگر اینها را از انسان بگیریم انسان با حیوان هیچ فرقی نمیکند. پس ما در باب دین به عنوان یک پدیده تاریخی باید به این مسئله هم توجه داشته باشیم، تا اینکه در آیات بعد که میخوانیم ببینیم مطلب چیست.
ما دو دسته آیات دیگر فعلًا اینجا یادداشت کردهایم، یکی آیاتی که ملأ در آن آیات هست و دیگر آیاتی که مترَف در آن آیات هست. البته قسمت سومی هم داریم که میشود آن را جداگانه حساب کرد و آن آیاتی است که «مجرم» در آن به کار رفته است، چون «مجرمین» هم در بعضی آیات به عنوان گروهی که در مقابل پیغمبران صف آرایی میکردند [مطرح شده است.] هم آیات ملأ زیاد است هم آیات مترَف، آیات مجرم هم سه چهار آیه است که اینها را بعد میخوانیم.
- شما در بحث از «مذهب» مسئله توحید و شرک را مطرح کردید. آیا کفر به معنای نفی پرستش خداوند است یا نفی هر نوع پرستشی؟