فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٣ - غلبه صلاح بر فساد در جامعه ها
گاهی نه از نوری که خودشان روشن میکنند، بلکه از نوری که برای هدف دیگری پیدا میشود، برقی که در آسمان میجهد [میخواهند استفاده کنند] ولی آن برقها هم یک لحظه برای آنهاست، بعد از یک لحظه آن هم خاموش میشود و اینها درمیمانند. به این شدت [قرآن درباره منافقین سخن گفته است.]
غلبه صلاح بر فساد در جامعه ها
قرآن برعکس، برای خدعه موفقیت قائل نیست، نمیگوید عالم را خدعه اداره کرده. قرآن این منطق را قبول ندارد که تاریخ را زور و خدعه و ظلمت گردانده است. اصلًا از نظر منطق قرآن امکان ندارد که در مجموعِ جامعه بشریت غلبه با شر باشد و جامعه باقی باشد. اینکه پیغمبر فرمود:
الْمُلْک یبْقی مَعَ الْکفْرِ وَ لا یبْقی مَعَ الظُّلْمِ معنایش این است. ولی ما گاهی ظلم را در سطح بالا نگاه میکنیم. نادرشاه را میبینیم، همهاش ظلم است. ولی جامعه که نادرشاه نیست. به قول خود این آقایان برای شخصیت نباید اینقدر نقش قائل شد. همان زمانی که نادرشاه از کلّهها منارهها میسازد، شما به میان توده مردم و عموم مردم بروید یک آمارگیری بکنید، ببینید در مجموع آیا صداقت بر کذب غلبه دارد یا کذب بر صداقت؟ امانت بر خیانت غلبه دارد یا خیانت بر امانت؟ آیا عفت بر بیعفتی غلبه دارد؟ آیا تقوا بر بیتقوایی غلبه دارد؟ جامعه را در مجموعش باید در نظر گرفت، مخصوصاً در آن استخوان بندی اصلیاش. از نظر قرآن مَثَل افرادی که در قلّه جامعه قرار گرفتهاند که ما آنها را مقیاس قرار میدهیم مَثَل کفی است که روی آب را گرفته. در سوره رعد میخوانیم: انْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ اوْدِیةٌ بِقَدَرِها فَاحْتَمَلَ السَّیلُ زَبَداً رابِیاً ... کذلِک یضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ [١]. سیلی جریان دارد. در مسیرش کثافت هم هست، میشوید میآورد. بعد در اثر برخورد آب با سنگها کف پیدا میشود. کف روی آب را میگیرد. آدمی که خبر نداشته باشد خیال میکند کف است که دارد میآید، در صورتی که آن زیرْ آب است، اگر آن آب نبود این کف نبود.
کف هم نیروی خودش را از آن آب دارد.
ظلمها، باطلها همیشه در جامعه وجود داشته، اما این اشتباه است که ما اصالت را برای اینها قائل باشیم، بگوییم اصلًا هرچه بوده کار اینها بوده، مذهبی نبوده، خیری نبوده، نوری نبوده، عدلی نبوده است. در هر جامعهای [صلاح بر فساد غلبه دارد.] فطرت
[١] رعد/ ١٧.
ف