فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣١ - رسالت ادیان الهی
استاد: اینجا به مجموع دستورها یعنی قوانین، مقررات و آنچه که از ناحیه پیغمبر آمده «دین» گفته است (که این معنا را هم برای دین گفتهاند).
- این مجموعاً میشود یک نظام کامل زندگی که همه چیز در آن باشد.
استاد: نظام اجتماعی غیر از این ایدئولوژی است که ما داریم میگوییم. نظام اجتماعی یک امر عینی است، آن یک امر وضعی است. این آیه به مجموع دستورها «دین» گفته است.
- آنجا خواندیم که فرعون میگوید: یبَدِّلَ دینَکمْ. این سخن را به ملأ دارد میگوید (واقعاً ملأ چه دینی داشتهاند) که موسی میخواهد نظام زندگی شما را بهم بریزد.
استاد: آنچه که شما میگویید، درست عکس قضیه است.«انّی اخافُ انْ یبَدِّلَ دینَکمْ» میخواهد بگوید یک سلسله معتقَدات و مأنوساتی که اینها داشتند و این امور دینشان بود، بتهای ذهنی اینها بود و به اینها خیلی علاقه و مهر میورزیدند، [موسی میخواهد اینها را بهم بریزد.] دارد احساسات اینها را برمیانگیزد. این آیه دلیل بر خلاف [حرف شماست.] در این جمله فرعون میخواهد احساسات مذهبی مردم را برانگیزد نه اینکه بخواهد بگوید که ...
- این سخن را به ملأ میگوید.
استاد: خود ملأ هم همین جور است. اینطور نیست که ملأ هیچ دین نداشته باشند. در قضایا نباید مبالغه کرد. این مقدار مبالغه ناشی از این است که روان انسانها درست شناخته نشده یعنی ما نمیخواهیم بشناسیم. انسان خیال میکند که آدمی و روان آدمی یک حالت بسیطی دارد. میگوید یا فلان چیز را قبول دارد یا قبول ندارد، اگر قبول دارد اینجور اگر قبول ندارد آن جور. مثلًا میگویند که فلان آدم یا دین را قبول دارد یا قبول ندارد. اگر دین را قبول