فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٧ - گروههای چهارگانه در مقابل امیرالمؤمنین علیه السلام
به اللَّه و به النبی منافقاند، چرا؟ زیرا وقتی که کسی اظهار ایمان به پیغمبر میکند ولی امری را که مسلّم پیغمبر گفته قبول نمیکند پس در ایمانش به پیغمبر و ایمانش به قرآن منافق است. آن حدیث، ناظر به ایمان به اللَّه و ایمان به پیغمبر و ایمان به اللَّه و ایمان به قرآن است، یعنی کسی نمیتواند ادعا کند که من مؤمن به پیغمبر هستم و علی را دشمن میدارم.
چنین کسی در ایمانش به پیغمبر منافق است. این مسلّم نظر به این حیثیت خاص دارد.
پس ما خواستیم در مورد دین و تاریخ ببینیم این گروههای تاریخی که قرآن با عناوین دینی مشخص کرده چه گروههایی هستند و هر گروهی چه معنی و مفهومی دارد.
- آیا این سه گروهی که حضرت امیر بیان فرمودند (قاسطین، مارقین، ناکثین) اختصاص به زمان حضرت علی داشته یا در زمانهای بعدی هم میشود وجود داشته باشد؟
استاد: سؤال خوبی است. البته با آن خصوصیات نه، ولی از نظر روش کلی میشود اینها را تحت یک ضابطههای کلی درآورد. من یک وقتی فکر کردم که اینها را تحت چه ضابطههای کلی که در همه زمانها باشد میتوان درآورد ولی به یک نتیجه قطعی نرسیدم. ظاهر قضیه این است که یک جریان خاص برای ناکثین سبب شد که اینها ناکث بودند؛ چون ناکثین یعنی کسانی که نکث بیعت و نکث عهد کردند. از آن جهت اینها را ناکثین میگویند که سرانشان آمدند با حضرت امیر بیعت و عهد کردند و بعد نقض عهد و نقض بیعت کردند و زیر پیمان خودشان زدند. حالا این را بشود تحت یک اصل کلی تاریخی وارد کرد که در همه زمانها یک چنین جریانی باشد، نمیدانم، باید رویش فکر کنم.
در مورد قاسطین میتوان چنین کاری کرد چون آنها در واقع منافقین بودند. آنجا عدول کردند، انحراف و انشعاب پیدا کردند. قاسطین را میشود گفت که انشعابیهایی هستند که در هر زمانی پیدا میشوند، گروهی که بعد روی یک سلسله اغراض خصوصی انشعاب میکنند و جدا میشوند.
و اما مارقین، مطابق خصوصیتی که امیرالمؤمنین از اینها توصیف کرده، روح اینها را توأم شدن دیانت و جهالت تشکیل میدهد. روح خارجیگری عبارت است از تدین خیلی شدید و توأم با جهالت و نادانی، و قدرت نداشتن بر تجزیه و تحلیل، که بعد به دنبال