فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٢ - ٣ نظریه برخی ماتریالیستها
یا میگویند مذهب به صبر توصیه میکند. صبر یعنی تحمل کردن ظلمها و فشارها. به رضا توصیه میکند، یعنی باید تو اجباراً خودت را راضی و خشنود نشان بدهی چون اینها قضای آسمان است و چیز دیگری نیست. به تسلیم دستور میدهد، به زهد و ترک دنیا دستور میدهد. اینها مسائل مذهبی است.
پس ما اگر به تاریخ مذهب مراجعه کنیم میبینیم مذهب همیشه در کنار طبقه حاکم و حامی طبقه استثمارگر بوده؛ و اگر در محتوای مذهب دقت کنیم میبینیم محتوایش هم همین را ایجاب و اقتضا میکند؛ در صورتی که در فلسفهها اینطور نیست. ما دوگونه فلسفه در تاریخ میبینیم که بر ضد یکدیگر هستند، فلسفههای محافظه کارانه و فلسفههای انقلابی. دوگونه اخلاق در دنیا میبینیم، دوگونه هنر میبینیم، دوگونه ادبیات میبینیم، اما دوگونه مذهب در دنیا نمیبینیم.
٣. نظریه برخی ماتریالیستها
گروهی دیگر آمدند گفتند اینطور نیست. آن اصل اساسی را در مورد مذهب قبول کردند که مذهب هم خاستگاه مادی و طبقاتی دارد ولی [گفتند] چه دلیلی دارد که ما دو گونه اخلاق داشته باشیم، اخلاق طبقه حاکم و اخلاق طبقه محکوم، و دو گونه فلسفه و دو گونه ادبیات و دو گونه هنر و دو گونه معنویات داشته باشیم ولی دو گونه مذهب نداشته باشیم؟ مذهب هم مثل همه چیزهای دیگر. ما مذهبی داریم مذهب مستضعفین، مذهبی هم داریم مذهب استضعافگرها. آن مفاهیمی که شما میگویید، مفاهیمی است که در مذهب گروه استضعافگر درست شده. سرنوشت حتمی یک چیزی است که آنها ساختهاند. فکر معاد به این صورت که حواله به معاد به عنوان دنیای بعد از مردن بدهند مال مذهبهای طبقه حاکم است. صبر و رضا و تسلیم و توکل و زهد و مانند آن مال مذهب طبقه حاکم است. مذهب طبقه محکوم اساساً نه به سرنوشت حتمی قائل است و نه حواله به آینده میدهد. شما میبینید که در تفسیرهایی که حالا برای قرآن مینویسند [١] رسماً [این مطلب را] مینویسند. هر جا که در قرآن «دنیا» دارد میگویند یعنی نظام پستتر، نظام سرمایه داری، هر جا که «آخرت» است میگویند یعنی نظام برتر، نظام سوسیالیستی. آن حوالههای به آینده، همه را از قرآن برداشتهاند. آخرت یکدفعه شده نظام سوسیالیستی و
[١] [اشاره به تفسیرهایی است که گروه «فرقان» که استاد را به شهادت رساند منتشر میکردند.]