فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٧ - منشأ شرک
منشأ شرک
حال، منشأ دینهای شرک آمیز- که آیاتش را بعد میخوانیم- چیست؟ و اصلًا شرک چطور در جامعه پیدا میشود؟ این خودش یک مسئلهای است. ممکن است کسی بخواهد از نظر روانی یا جامعه شناسی تحلیل کند. همینطور که «توحید چگونه در جامعه پیدا میشود» یک مسئله است.
هم توحید و هم شرک را دو گونه میتوان توجیه کرد. یکی اینکه بگوییم توحید چیزی بوده که انبیا مردم را به آن دعوت کردند، یعنی باز سرچشمه ماورائی دارد و علاوه بر این، سرچشمه انسانی دارد، یعنی مسئلهای است که انسان، هم منطقاً به سوی آن کشیده میشود و هم احساساً گرایشی به آن دارد. همان مسئله فطرت توحیدی. انسان چرا یگانه پرست است، چرا خداپرست است؟ برای اینکه خداپرستی و یگانه پرستی ریشهای در منطق انسان و ریشهای در گرایشهای باطنی و ذاتی انسان دارد. آیه «ذر» همین حرف را میگوید: وَ اذْ اخَذَ رَبُّک مِنْ بَنی ادَمَ مِنْ ظُهورِهِمْ ذُرّیتَهُمْ وَ اشْهَدَهُمْ عَلی انْفُسِهِمْ الَسْتُ بِرَبِّکمْ قالوا بَلی شَهِدْنا انْ تَقولوا یوْمَ الْقِیمَةِ انّا کنّا عَنْ هذا غافِلینَ [٢]. خدا میگوید که ما مردم را بر درون خودشان شاهد گرفتیم (وَ اشْهَدَهُمْ عَلی انْفُسِهِمْ) آنوقت گفتیم الَسْتُ بِرَبِّکمْ و از درون مردم این گواهی را گرفتیم که بله. چرا چنین کردیم؟ شَهِدْنا أنْ تَقولوا یوْمَ الْقِیمَةِ انّا کنّا عَنْ هذا غافِلینَ [برای اینکه در روز قیامت نگویید ما از این مطلب غافل بودیم.]
بعد میگوید: اوْ تَقولوا انَّما اشْرَک اباؤُنا مِنْ قَبْلُ وَ کنّا ذُرّیةً مِنْ بَعْدِهِمْ [٣]. این یک حجتی است باطنی برای شما که دیگر بعد عذری نخواهد بود که بگویید جبر اجتماع بود، پدران ما مشرک بودند، ما هم بچههایی بودیم که در دامن آنها پرورش پیدا کردیم، آنها شرک را به ما تلقین کرده بودند. ما یک ظرفهای خالی بودیم (همین حرفی که اینها میگویند)، نسلهای قبلْ ما را با این فکرها پر کرده بودند و ما هم با اینها پر شده بودیم، ما راه دیگری و چارهای نداشتیم. جواب میدهد که شما ظرف خالی نیستید، از حالا شما را از این پر کردیم و این میتواند همیشه گواهی برای شما باشد علیه عقاید شرک آمیز. این آیه در این جهت خیلی عجیب است. مطابق این منطق، توحید، طبیعی اندیشه انسان و طبیعی گرایش انسان است.
[١] اعراف/ ١٧٢.[٢] اعراف/ ١٧٣.